آدم از اندوه فراوان نمیمیرد
آدم از تنهایی بسیار نمیمیرد
آدم از اشک ریختن مدام هم نمیمیرد
آدم تنها از اندکی گرسنگی و تشنگی میمیرد.
باز برایت خواهم نوشت، حرفهایی هست ...
سارا
نظرها
شعری از ted hughes که برای همسرش sylvia plath سروده :
"snowdrop"
now the globe is shrunk tight / round the mouse's dulled wintering heart. / weasel and crow , as moulded in brass / move through an outer darkness / not in their right minds / with the other deaths. she , too, pursues her ends /
brutal as the stars of the month / her pale head heavy as metal
يک برداشت زيبا از مرگ ورابطه ای که همواره زنده است.
از اندکی گرسنگی و تشنگی
حتی اگر عاشق باشيم
خواهيم مرد
که هر چه به نانوای محله بگوييم عاشقيم
يک نان نيم سوخته هم به ما نخواهد داد
آخ سيلويا... سيلويا...
روحش شاد...یادت گرامی
ولي سارا
چيزي كه آدم را مي كشه فهم ، فهم
ولی آدم از اندوه فراوان تنهايی و اشک ريختن مدام خودکشی می کند و آدم از خودکشی می ميرد!
سلام
منتظر نظر شما هستم
ميميرد سارا
آدم ِ امروز از همه چيز ميميرد!
آدم اين روزها از زنده بودن٬
می ميرد...
سارای عزیز
سیلویا پلت از گرسنه گی نمی میرد از خود کشی میمیرد !!
سیمون وی از گرسنه گی میمیرد.
(زندگی نامه سیمون وی - نشر معاصر)
(نامه به کشیش نوشته سیمون وی - نشر معاصر)
شعری از ted hughes که برای همسرش sylvia plath سروده :
"snowdrop"
now the globe is shrunk tight / round the mouse's dulled wintering heart. / weasel and crow , as moulded in brass / move through an outer darkness / not in their right minds / with the other deaths. she , too, pursues her ends /
brutal as the stars of the month / her pale head heavy as metal
يک برداشت زيبا از مرگ ورابطه ای که همواره زنده است.
از اندکی گرسنگی و تشنگی
حتی اگر عاشق باشيم
خواهيم مرد
که هر چه به نانوای محله بگوييم عاشقيم
يک نان نيم سوخته هم به ما نخواهد داد
آخ سيلويا... سيلويا...
روحش شاد...یادت گرامی
ولي سارا
چيزي كه آدم را مي كشه فهم ، فهم
ولی آدم از اندوه فراوان تنهايی و اشک ريختن مدام خودکشی می کند و آدم از خودکشی می ميرد!
سلام
منتظر نظر شما هستم
ميميرد سارا
آدم ِ امروز از همه چيز ميميرد!
آدم اين روزها از زنده بودن٬
می ميرد...
سارای عزیز
سیلویا پلت از گرسنه گی نمی میرد از خود کشی میمیرد !!
سیمون وی از گرسنه گی میمیرد.
(زندگی نامه سیمون وی - نشر معاصر)
(نامه به کشیش نوشته سیمون وی - نشر معاصر)
زيبا بود با درکی زيباتر
زيبا بود با درکی زيباتر