جا مانده است
چيزی
جايی
که هيچ گاه ديگر
هيچ چيز
جايش را پر نخواهد کرد
نه موهای سياه
نه دندانهای سفيد.
چقدر سخته
هويج خوردن در اين خانه
صدای قرچ و قورچش
توی سالن خالی می پيچه
همين..
انتخاب زيبايی ست ...
چه خوب بود اين شعر...
نمی دانم.
شايد چيزی بالای تمام دريچه ها يخ زده باشد
شايد کسی ميان هاشور هايش نقطه چين ..مرده است!
شايد دستها به اندازه کافی حلقه نمی شوند..آن هنگام که بايد موهای بهار را نوازشی کرد!!!
حلقه!!..شا يد ديروز نام کسی را فراموش کرده ام..کسی که انگار شبيه حلقه بود..حلقه ای که روز تماشای اوليت باران دی ماه...!!
نمی دانم....شايد..
ولی هر چه باشد ..بايد برای کوير فکری کرد
برای آشتی کوير و باران...و حلقه!!..
؛بداهه ای برای شايد هايت؛...زيبا بود...رها باشی و آزاد
یادم بده!
تجسد صبرها!
یادم بده!
با آن همه زخم كه بر تو فرود آورند
چگونه بر تن تو زخمی نیست.
یادم بده!
magnifique
afarin !
kheili doost dashtam !
خانه سیاه است!
سلام.
اجازه دارم لينک کنم؟؟؟
مرا ياد اين شعر پناهی انداختی سارا... :
جا مانده است
چيزی
جايی
که هيچ گاه ديگر
هيچ چيز
جايش را پر نخواهد کرد
نه موهای سياه
نه دندانهای سفيد.
چقدر سخته
هويج خوردن در اين خانه
صدای قرچ و قورچش
توی سالن خالی می پيچه
همين..
انتخاب زيبايی ست ...
چه خوب بود اين شعر...
نمی دانم.
شايد چيزی بالای تمام دريچه ها يخ زده باشد
شايد کسی ميان هاشور هايش نقطه چين ..مرده است!
شايد دستها به اندازه کافی حلقه نمی شوند..آن هنگام که بايد موهای بهار را نوازشی کرد!!!
حلقه!!..شا يد ديروز نام کسی را فراموش کرده ام..کسی که انگار شبيه حلقه بود..حلقه ای که روز تماشای اوليت باران دی ماه...!!
نمی دانم....شايد..
ولی هر چه باشد ..بايد برای کوير فکری کرد
برای آشتی کوير و باران...و حلقه!!..
؛بداهه ای برای شايد هايت؛...زيبا بود...رها باشی و آزاد