décembre 21, 2007 | جمعه ۳۰ آذر ۱۳۸۶

خواب

برایت خانه ای می سازم
صبح می شود
پرده های تور سفید را کنار می زنم
انگار
تمام دنیا را خواب دیده باشی
تو را
بیدار می کنم

نظرها

واقعا زيبا بود خانم سارا جان


سلام ساره من محمد واقعا كلام شما خيلي مهربان است ايميل من www.sammn@yahoo.com


تو در ما به تفاوت آسمان و زمين
در مه آلود پرده و پاگرد گم شدی

حضور شما در پست مجله ی شعر وبلاگ جمع پراکنده مايه ی خوشنودی ماست اگر به سر انگشت قلم مرقوم بفرمائيد هر آنچه گفتنی است
با تشکر جمع پراکنده


انگار
تمام دنیا را خواب دیده باشی
.
وقتی نمی شود اين انگار چه فايده ايی دارد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ببخش !


زيبا بود
خصوصا ؛تهران؛


ماه


کمرش خم شده زیر بار شب

به دیدارت هنوز اصرار دارد


NOEL MOBARAL BAR HAMVATANAN MASIHI
برخیز دل من
تا به کوچه بگریزیم
و یک امشب درپرتو ستاره های یخ زده
اندوهمان را درمیان برف ها گم کنیم
درنور رنگی چراغ ها
وسایه های پربرف کاج ها
باورکنیم که امشب
دراصطبل گوسپندان
درسرزمینی که غم جهان را می گرید
و خون از بن انگشتان کودکانش می چکد
خدا درسیما ی کودکی بی پدر به زمین می آید
بیا درپرتو این افسانه شیرین
زشتی جهان را ازیاد ببریم
و درد کودکان گرسنه ای را که امشب میمیرند

بیا بیاد بیاوریم
که امشب مردانی از میهن من
به دنبال ستاره ای به سفر میروند
تا میلاد پیامبر عشق را بشارت دهند
بیا تا با این قصه غرورآفرین
درد آوارگیمان را تسکین بخشیم
و تلخی تحقیر از جهل و خرافه
و سبعیت وحوش حاکم برسرزمینمان را
ازچشم جهانیان پنهان کنیم

بیا باورکنیم
که جهان را معنایی است
و خدایی است
و تنهایی تاریک انسان
را نهایتی است
و شکم های پروار قاتلان را
دوزخی درانتظار است
.....................


باز هم زیبا و رویا گونه... پر از تصویر ( حد اقل برای من) کامیاب باشی


چه تصویر زیبایی


به معبد من هم سری بزن


واااااااااااای چه خواب مليحی


چه تصویر زیبایی ...


ساراخانم : يلدا وسالروز تولدت که همين روزها می رسد مبارک .


گیسوانم
سايه سار تو ست.

تويی که سر بر سينه ام داري
و خفته ای.


يلدات مبارک سارا...