septembre 20, 2007 | پنجشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۶

قرار


مدارک مهم نیست
به من اعتماد کن
من قاچاقچی‌ی معتبری هستم
برایت یک کارت شناسایی‌ی جدید گرفته‌ام
اسم قبلی‌ات تقلبی بود
فراموشش کن
من با تمام مرزها رابطه دارم
همه‌ی پروازها با من هماهنگند
حواست
تنها به چشم‌های من باشد
در یک چشم به هم زدن
ردت می‌کنم

نظرها

یاد فیلم closer افتادم.
چرا؟!



سلام شعرت قشنگ ولی مبهم است
شايد هم من پير شده ام .
معلوم نيست تيغ تيز نقد تو متوجه قاچاق است يا هويتی کاغذی که به اين آسانی دست بردنی است
يامرز هايی که انسان وانسانيت را ازهم جداکرده است ولی تاب نگه داريشان را ندارد

در هر صورت کار قشنگی بود شايد بخشی از قشنگيش را هم وامدار همين ابهام وعدم صراحت باشد.


جملات آخرت را به روشنی به ياد دارم:
حواست
تنها به چشم های من باشد
در يک چشم به هم زدن
ردت می کنم

حالا سالهاست که مرا از آنجا که تو فرستادی ام ديپورت کرده اند
بدانجا که پيش از اين نيز نبوده ام


چقدر فيلم closer خوب بود
ياسمن عزيز يادت هست که دخترک جوان فيلم همان ماتيلدای دوست داشتنی فيلم حرفه ای (professional) بود؟
ساند تراک فيلم رو چی؟
يادت هست؟
يه آهنگ بود به اسم The Blowers Daughter از Damien Rice .
یکی از کاربرای IMDB برام فرستادش.



عالی بود... عالی...


فرستادن نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌، نمايش داده خواهد شد.)

نام:
ایمیل:
وب‌سایت:





бессонница

أرق

insomnio

slaplooshed

l'insomnie

insomnia

بی‌خوابی

失眠

uykusuzluk

. . .




برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.