روز و شب
به سمتی
غیر از چهار جهت اصلی
با تمام قدرت
چیزی درونم
میدود
نفس نفس میزنم
عرق میکنم
گلویم خشک میشود
سرگیجه دارم
دیوانهوار میدود
پایانی ندارد
تا ابد خواهد دوید
او را بد زدهاند
نظرها
در اندرون من خسته دل ندانم که کيست که من خموشم و ...
فکر نمی کنم او را زده باشند او ن همينجوريه
هنوز حست يوزپلنگيه
مرسی
باورت میکنم
چون باور نکردنی هستی
به من هم سر بزن
http://www.bestvista.blogfa.com/
از گذاشتن کامنت پشیمان شدم. اما حالا که کار به این جا کشیده یک سلامی عرض کنیم بهتر است!
سلام!
سلام
شعر زيبايی بود هميشه از خوندن شعر هاتون لذت می برم
شاد باشيد و پيروز
سلام سارا
دو شعر آخر را نخوانده بودم
که خواندم
اين آخری خيلی قشنگه
حرکت داره
تصوير داره
تنهايی داره
آیرونی داره
ضربه داره
.
.
.
خوش باشی
سلام سارايی
من یه چند وقتی وبلاگت دنبال می کنم .. قبلا با آینه همراه بودم .. قرار بود هر 15 روز گردگیری شود .. ولی 15 ماه گذشت و نشد .. خیلی دلتنگت بودم .. تا اینکه یه دوست نشانی پاگرد رو داد .. و.. الحق و النصاف که کلی حال داد .. از اینکه دوباره پیدات کردم خیــــــــــــــلی خوشحال شدم ..
اما یه جورایی تغییر کردی .. تو بیشتر دل نوشته هات انگار یه زخم گنده وسط قلبته .. یه جورایی خیلی عمیقه .. یه جورایی مثل یه حس دور از دست رفته است.. شاید یه دلتنگی .........!! ولی ما که خیلی باهاشون حال می کنیم بازم مرسی که هنوز هستی ...............
سحرگاهان که در خوابی
تو را من لینک خواهم کرد
به بقال محل هم لینک خواهم داد
به وبلاگ گدایان و سپوران نیز خواهم رفت
سحرگاهان که در خوابید من هم خواب خواهم دید
مرا هک کن
خیالی نیست
دوباره آی دی از نو
و روز از نو
تمام شب به روزم من
و یک وبلاگ پر کامنت خواهم زد
و با فیلتر شکن یک روز
وبلاگ خدا را باز خواهم کرد (قزوه)
ما که شما رو لینک کردیم ؛ شما چه طور؟(www.halghe_baran.myblog.ir
سلام
خداحافظ
سلام
مي دوني كي زدتش؟
... فراموش نکن در پی ات همه خود را گشتم
و در دیوانه کنندگی نیافتنت
به سردی و سختی رنجی نا گفتنی
به پایان می رسم
در خیال اتفاق می افتد
ناممکن های خوشرنگ
محال های دلاویز
رسیدن به عشقی
که قلب سی سالگی تو را ربود
و شنیدن نجواهایی
که در باد گم شد
ما همه دلبسته
نه
زندانی خاطرات خویشیم
سلام
استاد! قربان دل چهارسويتان كه زبس دويده شرحه راه است،نه مثل بعضيها بدون آب وتابي قاعده و قانون سايش را در طول ساليان بسيار به نمايش گذاشته اند .
سلام سارا . حالت چطوره ؟ من رو نظر خودم هستم کارات ديگه قوت کارای زمستون ۸۵ نداره نمی دونم شايد حس می کنی به زبان شعريت دست پيدا کردی .ولی يه نظر من کارای قبليت بهتر بود .لطفن سر بزن منتظر نظرات هستم
زنده است هنوز. هرچقدر همه که زده باشندش.
نگفتی کجاست اردهال؟
گام بر ميدارد و راه میرود اين يعنی همه ارزشهای يک هدف
سلام سارا
خوبی؟
چرا بعضی از شعرها بوی شاعر را می دهند و بعضی نه؟
کنار دریا نبودم
بیشتر شالیزار و مارهای ممکن رو قدم می زدم
خسته شدم
دارم به تهران فکر می کنم
شاید...
چرا توقف کنم،چرا؟
سلام
خسته نباشيد!
زيبا می نويسيد و من از شعر هايتان لذت بردم مخصوصا «خط به خط» که به نظرم بی نظير بود
پاينده باشيد !
در اندرون من خسته دل ندانم که کيست که من خموشم و ...
فکر نمی کنم او را زده باشند او ن همينجوريه
هنوز حست يوزپلنگيه
مرسی
باورت میکنم
چون باور نکردنی هستی
به من هم سر بزن
http://www.bestvista.blogfa.com/
از گذاشتن کامنت پشیمان شدم. اما حالا که کار به این جا کشیده یک سلامی عرض کنیم بهتر است!
سلام!
سلام
شعر زيبايی بود هميشه از خوندن شعر هاتون لذت می برم
شاد باشيد و پيروز
سلام سارا
دو شعر آخر را نخوانده بودم
که خواندم
اين آخری خيلی قشنگه
حرکت داره
تصوير داره
تنهايی داره
آیرونی داره
ضربه داره
.
.
.
خوش باشی
سلام سارايی
من یه چند وقتی وبلاگت دنبال می کنم .. قبلا با آینه همراه بودم .. قرار بود هر 15 روز گردگیری شود .. ولی 15 ماه گذشت و نشد .. خیلی دلتنگت بودم .. تا اینکه یه دوست نشانی پاگرد رو داد .. و.. الحق و النصاف که کلی حال داد .. از اینکه دوباره پیدات کردم خیــــــــــــــلی خوشحال شدم ..
اما یه جورایی تغییر کردی .. تو بیشتر دل نوشته هات انگار یه زخم گنده وسط قلبته .. یه جورایی خیلی عمیقه .. یه جورایی مثل یه حس دور از دست رفته است.. شاید یه دلتنگی .........!! ولی ما که خیلی باهاشون حال می کنیم بازم مرسی که هنوز هستی ...............
سحرگاهان که در خوابی
تو را من لینک خواهم کرد
به بقال محل هم لینک خواهم داد
به وبلاگ گدایان و سپوران نیز خواهم رفت
سحرگاهان که در خوابید من هم خواب خواهم دید
مرا هک کن
خیالی نیست
دوباره آی دی از نو
و روز از نو
تمام شب به روزم من
و یک وبلاگ پر کامنت خواهم زد
و با فیلتر شکن یک روز
وبلاگ خدا را باز خواهم کرد (قزوه)
ما که شما رو لینک کردیم ؛ شما چه طور؟(www.halghe_baran.myblog.ir
سلام
خداحافظ
سلام
مي دوني كي زدتش؟
... فراموش نکن در پی ات همه خود را گشتم
و در دیوانه کنندگی نیافتنت
به سردی و سختی رنجی نا گفتنی
به پایان می رسم
در خیال اتفاق می افتد
ناممکن های خوشرنگ
محال های دلاویز
رسیدن به عشقی
که قلب سی سالگی تو را ربود
و شنیدن نجواهایی
که در باد گم شد
ما همه دلبسته
نه
زندانی خاطرات خویشیم
سلام
استاد! قربان دل چهارسويتان كه زبس دويده شرحه راه است،نه مثل بعضيها بدون آب وتابي قاعده و قانون سايش را در طول ساليان بسيار به نمايش گذاشته اند .
سلام سارا . حالت چطوره ؟ من رو نظر خودم هستم کارات ديگه قوت کارای زمستون ۸۵ نداره نمی دونم شايد حس می کنی به زبان شعريت دست پيدا کردی .ولی يه نظر من کارای قبليت بهتر بود .لطفن سر بزن منتظر نظرات هستم
زنده است هنوز. هرچقدر همه که زده باشندش.
نگفتی کجاست اردهال؟
گام بر ميدارد و راه میرود اين يعنی همه ارزشهای يک هدف
سلام سارا
خوبی؟
چرا بعضی از شعرها بوی شاعر را می دهند و بعضی نه؟
کنار دریا نبودم
بیشتر شالیزار و مارهای ممکن رو قدم می زدم
خسته شدم
دارم به تهران فکر می کنم
شاید...
چرا توقف کنم،چرا؟
سلام
خسته نباشيد!
زيبا می نويسيد و من از شعر هايتان لذت بردم مخصوصا «خط به خط» که به نظرم بی نظير بود
پاينده باشيد !