با او رابطه داشتم
تنها بودم
او هم تنها مانده بود
هر دو خسته بودیم
من از زمین
او از آسمان
قرارمان نیمه شب بود
پشت پنجره آمد
باورت نمیشود
به من لبخند زد
خیلی زیبا
فوق العاده زیبا بود
یادم آمد
شب چهاردهم بود
و
او
کامل ِ کامل
نظرها
شبی که خورشید ماه و یکی می شوند قرار دارم.
منتظرم ...
شایان
صحرای رز
صدق من ونيت من يادباد
رفتن حيثيت من يادباد
مثل هميشه زيبا بود بانو!
از خستگي نباشد : روز هم مي آيد : كامل ِ كامل ... راستي : دوست دارم از لبخندها و خنده هايم بشناسندم و بشناسمندشان نه از زخم هايم و زخم هايمان ...
احسنت! خيلی قشنگ بود
ياعلی
.......
ماه گم شده
بی نظير بود
ماه نو را بيشتر دوست دارم چون هنوز جا داره كه رشد كنه و كامل شود و گسترش يابد و پيش از آغاز افول ناگزيرش سراسر سطحش را سرشار از نور مي كند. پائلو كوئيلو
سلام.
شعر زیبای شما مرا یاد قرارهایم با همسرعزیزم انداخت.
مرا هم به عنوان يکی از مشتريان وبلاگ زيبا و پر احساستان اضافه کنيد.
هر روز سر خواهم زد. از اينکه کريمانه شعرهای زيبايتان را در اختيار همه قرار داده ايد سپاسگزارم.
مرسی.
سلام! سارا...
او کامل بود و من ناقص...
اما غصه نخوردم...
فردا او ناقص شد و من رو به کامل شدن...
.
سبز باشی.
منم یه وقتهایی که غصه ام میگیره میرم رو پشت بام و باهاش درد دل میکنم
اما نمیدونم چرا دفعه ی قبل پشت ابرها قایم شده بود و باهام حرف نزد
[گل]
یه روزی اونم به من لبخند زد ، پست پنجره ولی هر دو تو زمین بودیم ، بعد ادان صبح ، از حرم میمدم ، دوباره آشتی کرده بودیم ، حالا دوباره رفته . زمان ایستاده ، همون روز ، همون ساعت
سلام سارا
شعر خوبيه
ولی راستش توی اين چند پست کاری نبوده که يه دفعه بگيردم.
الان يه بار ديگه نگاه می کنم تا بهت بگم آخرين باری که از خواندن شعری از تو آسمان رفته ام کی بوده...
"تیک تاک" آخرين بود. واقعن من را گرفت.
اين ها يکی دو تا خوب بود ولی سهمناک نبودند.
خوش باشی
زيبا...زيبا..زيبا
عالی بود. اما با توجه به روز ماه اگر مردی اين را می گفت ديگر چيزی بود. آفرين
اعترافت واقعا جالب بود
حس خوبي بهم دست داد
قدرت تشبيه فوق العاده اي داري
موفق باشي
شبی که خورشید ماه و یکی می شوند قرار دارم.
منتظرم ...
شایان
صحرای رز
صدق من ونيت من يادباد
رفتن حيثيت من يادباد
مثل هميشه زيبا بود بانو!
از خستگي نباشد : روز هم مي آيد : كامل ِ كامل ... راستي : دوست دارم از لبخندها و خنده هايم بشناسندم و بشناسمندشان نه از زخم هايم و زخم هايمان ...
احسنت! خيلی قشنگ بود
ياعلی
.......
ماه گم شده
بی نظير بود
ماه نو را بيشتر دوست دارم چون هنوز جا داره كه رشد كنه و كامل شود و گسترش يابد و پيش از آغاز افول ناگزيرش سراسر سطحش را سرشار از نور مي كند. پائلو كوئيلو
سلام.
شعر زیبای شما مرا یاد قرارهایم با همسرعزیزم انداخت.
مرا هم به عنوان يکی از مشتريان وبلاگ زيبا و پر احساستان اضافه کنيد.
هر روز سر خواهم زد. از اينکه کريمانه شعرهای زيبايتان را در اختيار همه قرار داده ايد سپاسگزارم.
مرسی.
سلام! سارا...
او کامل بود و من ناقص...
اما غصه نخوردم...
فردا او ناقص شد و من رو به کامل شدن...
.
سبز باشی.
منم یه وقتهایی که غصه ام میگیره میرم رو پشت بام و باهاش درد دل میکنم
اما نمیدونم چرا دفعه ی قبل پشت ابرها قایم شده بود و باهام حرف نزد
[گل]
یه روزی اونم به من لبخند زد ، پست پنجره ولی هر دو تو زمین بودیم ، بعد ادان صبح ، از حرم میمدم ، دوباره آشتی کرده بودیم ، حالا دوباره رفته . زمان ایستاده ، همون روز ، همون ساعت
سلام سارا
شعر خوبيه
ولی راستش توی اين چند پست کاری نبوده که يه دفعه بگيردم.
الان يه بار ديگه نگاه می کنم تا بهت بگم آخرين باری که از خواندن شعری از تو آسمان رفته ام کی بوده...
"تیک تاک" آخرين بود. واقعن من را گرفت.
اين ها يکی دو تا خوب بود ولی سهمناک نبودند.
خوش باشی
زيبا...زيبا..زيبا
عالی بود. اما با توجه به روز ماه اگر مردی اين را می گفت ديگر چيزی بود. آفرين
اعترافت واقعا جالب بود
حس خوبي بهم دست داد
قدرت تشبيه فوق العاده اي داري
موفق باشي