juin 21, 2007 | پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۶

زندگی

می‌رقصم
تا دم مرگ
با همه
با خودم
با هیچ

از پس همه
از پس هیچ
از پس زندگی
بر می‌آیم

نظرها

سلام.شعراتون قشنگه و آدم کلی خستگیش در میاد.خوشحالم که این سایت رو دیدم
ولی چرا اینقدر غمگین؟


از پس زندگی بر می آييم.. بر نيومدنش چه شکلی ميشه اونوقت؟!


سارا...تو گاهی يادت می رود مهتابی داری و من دلتنگ تو می شوم زياد...برايم دعا کن...دوست دارم..


دوست می دارم اينجا را با هر چه در آن است . گفته بودم ؟ نه !

زياد دوست می دارم .


و غروب
بال سياهش را.....


کاش رقص بلد بودم ...

شایان
صحرای رز


خيلي خوبه آدم از پس زندگي براد


سلام

زندگي را در نهايت استادي سروده ايد.

تبريك من را بابت اين نوع زندگي بپذيريد.

مي خواستم اگر امكان داشته باشد در مورد

موسيقي وبلاگتون اطلاعاتي بگيرم .

با تشكر


فرستادن نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌، نمايش داده خواهد شد.)

نام:
ایمیل:
وب‌سایت: