چمدانی که دوست داشتی بلندش کنی که سنگینتر شده که در آن لباس خواب نیست میبرم راه آهن مثل همیشه کنار پنجره خواهم نشست تو چه آیا هنوز به لکومتیورانها حسودی میکنی؟