mai 29, 2007 | سه شنبه ۸ خرداد ۱۳۸۶

سر بازار

خانم
از این دستمال‌ها بخرید
معرکه‌اند
آب را
خوب جذب می‌کنند
آقا
خستگی را چطور

شب طولانی را

نظرها

لذیذ بود و گس مثل یک فنجان نسکافه


شما شاعر خوبی هستيد
خانم سارا محمدی


همه چيز وبلاگت عاليه.
واقعا عالي.
فقط به نظر من جاي اخوان ثالث توي وبلاگت خيلي خاليه.


گاهی کلمه ای از سر درد، حرفی از فرط رنج، رنجی از درد رمز، که هست، برایم شعر می شود. این بار با همین چیزها به روزم دوست من و منتظر نظر شما که بنویسی... ک بنویسی... که بنویسی...
در ضمن من هنوز تازه واردم، زیاد نظری ندارم که بدهم. می خوانم و لذت می برم فقط. منتظرم عزیز.


عالي بود واقعاً


زيبا بود.


قبلی هم.


انگار آن «شب طولانی را » را نبايد می داشت سارا
.
آقا
خستگی را چطور؟


سلام
به معرفی دوستی عزیز
به اینجا آمدم
وه که لذت بردم
هم از شعرهای زیبا و قوی
هم از موسیقی مسحور کننده ی متن
با اجازه شما موسیقی رو در وبم گذاشتم
البته با ذکر منبع
آنچنان تاثیری در من گذاشت که این واژگان خود آمدند
تقدیم میکنم تا قدر دانسته باشم
...
صدا

صدای زن

فریادی از عمق خفه گاه درون

چه می کند با روحی خسته

چه می گوید؟

آه بس است............!

نه بخوان!!!

باز بخوان

بیش بخوان

ضرباهنگ چکش های پیانو بر سیمهای فلزی وسط

همراه است با او

ناله ای شاید

بانشی بانشی

ای ناله

تو از جانم چه می خواهی

مرا به حال خودم واگذار

چرا روحم را زخم میزنی

بانشی بانشی

...


سارا خانوم شما فوق العاده شعر ميگيد من هروقت شعراي شمارو ميخونم چشمام نمناك ميشه واحساساتم رقيق...خسته نياشي


خيلی قشنگ بود...يه غم عجيب تهش بود...


سلام، آخرین و بهترین فیلترشکن در ایران، سربزنید حتما



این شعر انقدر خوب است که فکر می کنم کسی از مریخ آن را گفته باشد.
اگر کار خودتان است شما را می پرستیم.


خستگی و شب طولانی و اينجور چيزا با عشق درمان می شوند...


سلام. شعر ساده و زيباييه به نظر من براي بهتر شدن خوانش شعر يه خط تيره قبل از كلمه هاي خانم و آقا لازمه.
من خواننده قديمي شعرهاي شما هستم
خانم محمدي!
به ما هم سر بزنيد. اگر امكانش هست لينك هم بدهيد.

خدا روستا را/ بشر شهر را/ ولي شاعران آرمانشهر را آفريدند/ كه در خواب هم خواب آن را نديدند ...


خوانندگان عزيز مهم ترين هنر سارا اين است که با جديت تلاش واراده ا ی خستگی ناپذير شرايطی فراهم کرده است که حرف های خويش را ارائه کندونظريات ديگران را بشنود . چرا نمی توانيم همين اندازه از آزادی وتعامل را هم تحمل کنيم.اين ناباوری تازنده به خلق از کجا در جسم ما حلول کرده است . جمله های عصبی ورشگ آلود را چه کسی بر زبان ما جاری ميکند .باور کنيد خوب خواندن هم مانند خوب نوشتن وخوب سرودن هنراست .اصلا چه اجباری است .که حتما به اين وبلاگ سربزنيدوعصبانيتتان سرريزکند.البته من تصور ميکنم اينها همه تحسين وتصديق وارونه ومصداق اين است که:
اگر با ديگرانش بود ميلی
چراجام مرا بشکست ليلی .


دیسها را تو پر می کنی آنها خالی می کنند
آنها می خورند گاهی تو را مسخره می کنند و گاهی هم به تو فحش می دهند
توحق نداری جواب آنها را بدهی باید احترام کنی!!
چرا لينکم نمی کنيد!!!!!!!!


همين که آب رو خوب جذب کنه واسه مامان هامون غنيمته.. خستگی پيشکش..



خواستم ياد آوری کنم که حرف تازه ای ندارم. کاش می پرسيدی اين پارچه آيا تميز می کند وبلاگتان را؟


دوست داشتمش خيلی..


فرستادن نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌، نمايش داده خواهد شد.)

نام:
ایمیل:
وب‌سایت: