octobre 08, 2006 | یکشنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۵

رقیب

fidéle138502.jpg


با خیالت می‌‌خوابیدم
با خیالت بیدار می‌شدم
سینما می‌رفتیم
سفر می‌رفتیم
آب‌تنی می‌کردیم
بستنی می‌خوردیم

تمام این روزها و شب‌ها
اعتراف می‌کنم
من به تو خیانت می‌کردم
تمام این سال‌ها که رفتی
حتی به تو می‌خندیدم
با خیالت
خوش بودم
زندگی می‌کردم

نظرها

دختر تو فوق العاده ای


سلام
ممنون از شعرهاي خوبت. به خصوص چيزي كه در اين يكي گفته اي. چيزي كه براي دريافتش بايد حتما عاشق باشي هميشه. تا خيال اش را تا هميشه مثل يك خيانت با خودت حمل كني. هر جا مي خواهي مي بريش بي خواست او با وجود او بدون او ...


اين جا يه آرامش خوبی هست.....
دلم می خواد همين جور اين جا بمونم.....
شعر ت جالب بود.....
بمونم...
اين جا بمونم......
از آشناييت خوش بختم.



سلام، من با اجازه به شما لینک دادم، خواستم کسب اجازه‌ای کرده باشم اینجوری. خوشحال میشم بهم خبر بدین.


آفرین به شجاعت تو!
همین است که تو می گویی. امکان ناپذیري وفا داری. تا تخیل هست، خیانت هم هست.


سلام ..آرامش چیز خوبیست ..ممنون


قالب که خيلی قشنگه
مخصوصاْ قالب آرشيو
اون سفيد پوش...
آهنگ هم همينطور
حس عجيبی بهم ميده
حسم رو در يه کلمه ميگم
شايد بی ربط به نظرت بياد
اما اين ؛ کليسا !؛
شعر هم با معنی و قشنگ بود
اشعارت رو چاپ هم کردی؟؟؟


اين خيلی خوب بود(:


زیبا بود......واقعا زیبا.....
خیانت میکرد، اما من فکر کنم عاشق بود.
بیشتر عاشق بود تا خاین.......


sara sara
kheili vaghte naneveshtam einja...
delam tang shode bud.
az ein rahe dur mineveisam,va ba ein fonti ke hich kodum az kalamatesh ruh nadare baram.amma charei nist felan,
shadzi azizam


سلام خوبی خيلی جالب توصيف کردی موفق باشی خدانگهدار


می شه
اجازه هست ؟

اجازه؟

یک اجازه کوچک فقط !
برای لبخند
برای تبسم !

بر نمی آشوبی ؟
می بخشی
اجازه

تنها اجازه
اجازه برای همین


سارا....
آخه چرا نباید آینه ی ما گردگیری بشه؟؟
یکی جواب منو بدهههههههههه



سلام.نميدونم چرا اينقدر احساس خوبی دارم از اينکه اينجا رو ميبينم!
خيلی قشنگه.
برام لينک بذاريد
ممنون


خوشحالم که تقريبا به روز مينويسی.


چه عکس ات قشنگ بود سارا
.
هنوز اين جا را خاص مي دانم
در سکوت می خوانم
.


اينجا پر از حرفای آشناس
همونايی که من هنوز دارم باهاشون زندگی می کنم
شايدم به قول شما
؛؛ خيانت ؛؛
(سینما می‌رفتیم)
(بستنی می‌خوردیم)


بلاگ زيباييست ...


سارا جون، اين شاهكار بود :)


با آمدنت فريبم دادی
يا با رفتنت؟

کاش تو را هرگز نمی ديدم
تا هميشه سراغت را
از فرشتگان نمی گرفتم
تا تلخ ترين شعرم را هرگز

در گوش خدا نمی خواندم

واهه آرمن


این دیگه فوق العاده اس


این چونه آشناست، سارا. من توی یه قبرستون/پارک زیاد دیدمش. (چقدر قبرستون جمله‌های آدم رو رمانتیک می‌کنه.)


فرستادن نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌، نمايش داده خواهد شد.)

نام:
ایمیل:
وب‌سایت: