octobre 04, 2006 | چهارشنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۵

سفری داریم در آب‌های آینه

عمران صلاحی رفت.
وقتی خوب می‌خندیم، نگران هم باید باشیم، خیلی نگران !
مراسم تشییع: فردا نه صبح خانه‌ی هنرمندان

سفری داریم در آب‌های آینه
با زورقی نگران

از نیمه‌ی تاریک در می‌آییم
و در نیمه‌ی روشن به خویش می‌رسیم

عبور می‌کنیم
از خویشتن
ما تصویر می‌شویم
و تصویرمان به جای ما می‌نشیند

هزار و یک آینه، عمران صلاحی، تهران: نشر سالی، 1380

نظرها

سلام. جستجو دنبال عمران صلاحی به این جایم کشاند. و چه جمله درخشانی از چخوف. پیروز باشی.


چند وقتی هست که ميام اينجا
نوشته هاتون خيلی قشنگه. و همينطور قالبتون. موفق باشيد


بخنديم ؟
نخنديم ؟

شوخی نباشد !!
بلند شو عمران!!!


عکسهای من از مراسم تشييع پيکر عمران صلاحی :
www.Faslenou.com


مرسی که يادتون نميره


سلام هم گله اي واقعا ً فرصتم كم بود براي همين اين بار با روش منفور كپي پيست خدمت رسيدم .. ولي به زودي براي نظر دادن مجدداْخدمت ميرسم .. به روزم با مطلبي تحت عنوان من مريم عمران مولانا مربع ناقص !! مطالب پيرامون اتفاق جالب جشنواره و چند شعر از عمران صلاحي و نقدي در باب چاپ مجموعه سنفوني روايت قفل شده [گل]


خبر ، شوک آور بود ...
چه می توان گفت ؟
خدا رحمتش کند ...


خاتون تو می توانی

میان شاخ و برگ قصه ها

پرنده وار بخوانی

تو می توانی

آتشی را به آتشی دیگر خاموش کنی

تو

می توانی

از

ما

بلا

بگردانی

................


عمران صلاحی


خدایش بیامرزد ...
خدای ما هم ما را ...


فرستادن نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌، نمايش داده خواهد شد.)

نام:
ایمیل:
وب‌سایت:





سلاخی می‌گریست

دیر شده بود





برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.