Powered by:
Movable Type 2.64
Gardoon.net

desighn By:
Ayene

septembre 20, 2006 | چهارشنبه، 29 شهریورماه 1385

 
 
خوشبختی

خوشبختی
دوست ناباب من بود
معده‌ام هضمش نمی‌کرد
آن قدر بالا آوردمش
که میانه‌مان خراب شد

اکنون
مدت‌هاست
با رنج می‌پرم
یک لحظه با او بودن لا یتناهی‌ی بی‌منتهاست
مست خواب هم باشم
خودم را به زحمت بیدار نگه می‌دارم
تا کنارش بنشینم
چشم در چشمش

او حرف‌هایی می‌زند که هیچ کجا پیدا نمی‌شود