...همچنین در گشاد و شمع افروخت
آن نگارین ِ چربدست استاد
گوشمالی به چنگ داد و نشست
پس چراغ نهاد بر دم آب
هرچه از ما به یک عتاب ببرد
داستانی نه تازه کرد آری
آن ز یغمای ما به ره شادان،
رفت و دیگر نه بر قفاش نگاه
از خرابیی ماش آبادان
دل از ما ولی خراب ببرد!
نیما، فروردین 1325
نظرها
با درود به شما و انتخاب زيبايتان . خانم محمدی مدتهاست که از اشعارتان می خوانم . اشعارتان بدون هیچ تعارفی بسیار زبیاست و زبان حال نسلی است که می آید و شاید نسل مارا شلاق کش می کنی. نمی دانم خانم محمدی امید دارم که در همه حال پیروز و سرفراز باشید و در اهدافتان پابرجا و استوار .
گاهی که خیلی آزرده خاطر می شوم قطعه سالها پیش نوشته ام با خود تکرار می کنم .
اين دستهای بسته را
از بند ديرين بگشای
تا جهانی را برايت
بارور کنم
سلام
روزای زياد بود سر نزده بودم
الان که امدم خوشحالم
شعرهای خوبی بود.
توی اين واويلای بستن و کشتن و بردن همين که می نويسی و می نويسيم و می خوانيم خيلی است.
ببخشيد
اعصابم از بستن شرق بد به هم ريخته
نمی دونم صبح ها چی کار کنم.
خوش باشی
بای
"و من رعد سیاه را با قاشق و چنگال می خورم..در بشقاب تمام زندانبانان..."
وبلاگ " زندانی " را بخوانید!
شعری از ادبیات فلسطین
-معین بسیسو
همه ی تنهائیا یه روزی تموم میشه ... چون زمان یعنی وقت و هر وقتی یه روزی تموم میشه و به آخر میرسه!
خواب دربان را به راهی برد
بی صدا آمد کسی از در
در سیاهی آتشی افروخت
بی خبر اما
که نگاهی در تماشا سوخت
سهراب
با درود به شما و انتخاب زيبايتان . خانم محمدی مدتهاست که از اشعارتان می خوانم . اشعارتان بدون هیچ تعارفی بسیار زبیاست و زبان حال نسلی است که می آید و شاید نسل مارا شلاق کش می کنی. نمی دانم خانم محمدی امید دارم که در همه حال پیروز و سرفراز باشید و در اهدافتان پابرجا و استوار .
گاهی که خیلی آزرده خاطر می شوم قطعه سالها پیش نوشته ام با خود تکرار می کنم .
اين دستهای بسته را
از بند ديرين بگشای
تا جهانی را برايت
بارور کنم
سلام
روزای زياد بود سر نزده بودم
الان که امدم خوشحالم
شعرهای خوبی بود.
توی اين واويلای بستن و کشتن و بردن همين که می نويسی و می نويسيم و می خوانيم خيلی است.
ببخشيد
اعصابم از بستن شرق بد به هم ريخته
نمی دونم صبح ها چی کار کنم.
خوش باشی
بای
"و من رعد سیاه را با قاشق و چنگال می خورم..در بشقاب تمام زندانبانان..."
وبلاگ " زندانی " را بخوانید!
شعری از ادبیات فلسطین
-معین بسیسو
همه ی تنهائیا یه روزی تموم میشه ... چون زمان یعنی وقت و هر وقتی یه روزی تموم میشه و به آخر میرسه!
خواب دربان را به راهی برد
بی صدا آمد کسی از در
در سیاهی آتشی افروخت
بی خبر اما
که نگاهی در تماشا سوخت
سهراب
اگر زیبا باشد یا حتی اگر زیبا باشد