Powered by:
Movable Type 2.64
Gardoon.net

desighn By:
Ayene

juillet 12, 2006 | چهارشنبه، 21 تیرماه 1385

 
 
زنگ ِ تلفن

Poone.jpg


آزاده صبح بيدارم كرد
هوس كرده بود برويم سفر

گفت:
" دير نكني سارا
اسباب بازي هم بياور"

مي‌دوم سمت كمد
مداد رنگي و كاغذ و سطل شن بازي
خوراكي هم
گيلاس و گوجه سبز

كيف دسته‌دار پارچه‌اي
كه مادر اسمم را رويش دوخته
جا ندارد ديگر

پونه چي؟
ولش كن
حتمن آزاده عروسكش را مي‌آورد

چيزي يادم نرود
آهان
مدادها را نگاه كنم
همه‌ي رنگ‌ها نوكشان تيز است

چوب جادو چي؟
خوب
مي‌گرديم با آزاده در باغ
حتمن چوب هست
سرش ستاره مي‌زنيم
خودمان اصلن جادوش مي‌كنيم

دوربين را هم مي‌اندازم گردنم
عكس يادگاري بگيريم
با دست‌ها و پاهاي درازمان


بيست و يك خرداد هشتاد و پنج