juillet 05, 2006 | چهارشنبه ۱۴ تیر ۱۳۸۵

تعظيم

براي تو و ماه نغمه سر دادم
اما تنها ماه آن را به خاطر دارد.
خواندم
ترانه‌هايي شاد سرانه
با قلبي آزاد
حنجره‌‌اي رها
حتي ماه آن‌ها را به خاطر دارد
و با من مهربان مي‌شود.

براي تو و ماه نغمه سر دادم، گزيده اشعار كارل سندبرگ(دو زبانه)، برگردان احمد پوري، تهران: مرواريد، 1383

احمد پوري عزيز !
دوره‌گردي كه جهان در اوراقش خلاصه مي‌شود
در آوازهايش...

ناظم حكمت
" دنيا را گشتم، بدون تو"
"تو را دوست دارم چون نان و نمك"

پابلو نرودا
"هوا را از من بگير، خنده‌ات را نه!"

فدريكو گارسيا لوركا
"مرغ عشق ميان دندان‌هاي تو"

اورهان ولي
"تو خواب عشق مي‌بيني، من خواب استخوان"

يانيس رتيسوس
اوزيپ ماندلشتام
مارينا تسوتايوا
بلا اخمادولينا
.
.
.

شهادت مي‌دهم
مكث كه مي‌كند
براي پيدا كردن بهترين كلمه

بر بند بند انگشتانش پروانه مي‌نشيند

احمد پوري عزيز !

نظرها

سارا سلام
بگو از انگشتان تو وقتی اين همه زيبا می‌سرايی چه به پرواز در می آيد ؟


ترانه‌هايي شاد سرانه
با قلبي آزاد
حنجره‌‌اي رها...

من هم تعظيم می کنم.
احمد پوري عزيز !


اين قسمت نظر رو که اسمش رو گذاشتی حرف تازه آدم رو محتاط می کنه که تا حرف تازه ای نداشته باشه چيزی ننويسه. خب شايد کسی بخواد برای چندمين بار بگه که نوشته های زیبایی داری . اشکالی داره؟


دستانت پرواز کلام است ...


سلام...پوری عزيز را به خاطر آثارش واقعا می ستايم ولی ای کاش پر کارتر از اين می بود که الان هست...!


زيبا بود مثل هميشه...


زيبايی را مکرر در عشق می کنی .


سلام
اين چند وقتی که نبودم مهمان خانه ی پدری و انزوا و تنهايی بودم.
يک پست بيشتر هم حالا نخواندم.
ولی می دانم که حتکا شعر نخوانده داری برای خواندن.
می خوانم و می آيم.
بای


سلام خانم محمدی ....زیبا بود ..استفاده بردم ...بعد از 3 سال دوباره به روزم ...منتظر نظرات شم هستم ....


اگر بدونی چقدر يکهو دلم برای احمد تنگ شد. آخرين باری که ديدمش چهار سال پيش بود توی ادينبرا با آيدين. چقدر اين مرد دوست داشتنی است؟ اگر از من بپرسند می گم اينقدرررررررررررررررررررررر. بايد اينجا می بوديد که ببينيد دستام چقدر باز شد.





Labyrinth.jpg







برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.