تمام اين مسافرخانه از عطر دستهاي تو پر خواهد شد
دهان اگر باز كند اين چمدان
زن، تاريكي، كلمات ، حافظ موسوي، تهران: آهنگ ديگر،1384
دست در دست من بگذار ای تنديس محبت که ديگر نفس نای ناليدن ندارد.
از عطر دستهاي تو پر خواهد شد
ياهو ( بگذار دستان ات را بگيرم . تا جسارت بگیرد دستانم و پوستت را ببويم تا من نيز بوی سيب بگيرم . ) مواظب خودت باش رفيق
اگر دستی برايش باقی گذاشته باشند شايد بپيچد و يا شايدن هم سر به زير انداخته و بی تفاوت از انجا هم رد شود
مرحبا به آرتروز!
خاطرات حمید نیلوفر
جانهای بی قرار
Never Forget US
یک پرندهی خاموش
برای خندهی تو
۲۲ مرثیه در تیرماه
نقد علی رضا فراهانی
رنگی میشوید
علی مسعودینیا
نگاهی به روباه سفید
دست در دست من بگذار ای تنديس محبت که ديگر نفس نای ناليدن ندارد.
از عطر دستهاي تو
پر خواهد شد
ياهو
( بگذار دستان ات را بگيرم . تا جسارت بگیرد دستانم و پوستت را ببويم تا من نيز بوی سيب بگيرم . )
مواظب خودت باش رفيق
اگر دستی برايش باقی گذاشته باشند شايد بپيچد و يا شايدن هم سر به زير انداخته و بی تفاوت از انجا هم رد شود
مرحبا به آرتروز!