juillet 04, 2006 | سه شنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۵

[...]

تمام اين مسافرخانه‌
از عطر دست‌هاي تو
پر خواهد شد

دهان اگر باز كند
اين چمدان

زن، تاريكي، كلمات ، حافظ موسوي، تهران: آهنگ ديگر،1384

نظرها

مرحبا به آرتروز!


اگر دستی برايش باقی گذاشته باشند شايد بپيچد و يا شايدن هم سر به زير انداخته و بی تفاوت از انجا هم رد شود


ياهو
( بگذار دستان ات را بگيرم . تا جسارت بگیرد دستانم و پوستت را ببويم تا من نيز بوی سيب بگيرم . )‌
مواظب خودت باش رفيق


از عطر دست‌هاي تو
پر خواهد شد


دست در دست من بگذار ای تنديس محبت که ديگر نفس نای ناليدن ندارد.





Labyrinth.jpg







برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.