juin 17, 2006 | شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۸۵

Diplodocus

sarah.jpg
نترسید از او
یک دیپلودوکوس است
سارا کشیده برایم
برگ درخت می‌خورد فقط
داده برای خودم

می‌شود با او پارک رفت
خیابان رفت
یا هر جا
خیلی گنده است
همه به شما احترام می‌گذارند
باورتان نمی‌شود
حتا سلام می‌کنند

نظرها

سلام
ما که از اون نميترسيم (حتی اگر گوشت بخوره)
اما اميدوارم اون هم از ما نترسه


چه دیپلودوکوس زیبائی بالای این شعر زیبا ایستاده :) البته پیش از این هیچ‌جا دیپلودوکوس ندیده بودم، اما دایناسور جذابی‌ست و کمتر دایناسوری این‌قدر خوش‌شانس است که با شعر به این جذابی معرفی شود.
خب! حالا همه می‌دانند که این دیپلودوکوس برای شاعر است؛ پس از این به بعد هر کس از دور یک دیپلودوکوس ببیند تاکسی می‌گیرد (چون حتما یک دیپلودوکوس گردن‌بلند را از خیلی دور می‌شود دید) و می‌آید تا به شاعرش سلام کند و شاید حتی خوش‌شانس باشد و شعری بشنود.

آدم‌هائی هستند که یک تیرنوزوروس گوشت‌خوار همیشه ته وجودشان بیدار است و آدم ندیده هم دوست دارد از دست‌شان فرار کند...
اما اینجا اوضاع خوب است واقعا.

جدا خیلی لذت‌بخش بود این شعر و تصویر. سپاس.
سرخوش باشید و پیروز امیدوارم.


يادم به شازده کوچولو افتاد....



جوانمردا !
اين شعرها را چون آينه دان !
آخر، داني كه آينه را
صورتي نيست در خود.
اما هر كه نگه كند،
صورت خود تواند ديدن.

همچنين مي دان كه شعر را،
در خود،
هيچ معنايي نيست!
اما هر كسي، از او،
آن تواند ديدن كه نقد روزگار و
كمال كار اوست.
و اگر گويي:
(( شعر را معني آن است كه قائلش خواست
و ديگران معني ديگر
وضع مي كنند از خود. ))
اين همچنان است كه كسي گويد:
(( صورت آينه،
صورت روي صيقلي يي است كه اول آن صورت نموده. ))

و اين معني را تحقيق و غموضي هست كه اگر در شرح آن
آويزم، از مقصود بازمانم.

عين القضات همداني
دكتر شفيعي كدكني ، آينه اي براي صداها


سلام
نوشته هایت را خواندم برای اولین بار
زیبا بود
اما حقیقتش مرا در فکر همچون موریانه ای در دریایی بی کران فرو برد .
با من بگو از نوشته هایت
بر کلبه من بیا با رازهایم
شاید تکاملی باشیم بر افکارمان
در انتظارت می مانم
با چشمانی به انتظار نشیسته

یا حق


سلام سارا جان. قشنگ بود. نمی دانم چرا اين دیپلودوکوس مرا ياد کرگدن شل سيلور استاين انداخت؟! موفق باشی.


با شعرهای دیگری که از شما خونده بودم قابل مقایسه نبود


به این روزگار نظر کن ! اگر رواق منظری نمی یابی در آلاچیق ِ انتظار آرام بگیر و هر از گاهی سرت را از ساعت ِ میدان ِ بهارستان بیرون بیاور و بگو دنگ دنگ که مردمان ِ سالهای فراموش شده با خود نپندارند که همچنان تنها و غریبانه باد گیر های چوبی را نشانه رفته اند .


سلام نمی دونم چرا پيام های من برای شما نمی ياد.وبلاگ قشنگی داری خوشحال می شم به من سر بزنی.


بخشی از شعر ها را خواندم و باقی ماند برای بعد.خوب بود خوش گذشت
خوشحال ميشوم نظرتان در مورد شعرهايم بدانم



{خیلی گنده است
همه به شما احترام می‌گذارند} اين قسمتش خوب بود


سلام سارا
شعر خيلی خوبی بود. از وقتی که رفته بوديد آن تجمع که قرار بود مسالمت آميز باشد و نبود تا به حالی که امتحانات تموم شده و سر در اتاقها بوی جزوه های تا صبح باز مانده را نمی دهد فقط يکی دوباری آمده و خوانده ام که سر رشته ی وبلاگ هميشه به روزت از دستم در نرد...دستی که شايد دستی نباشد ديگر.
الان در وبلاگ عباس معروفی چند خطی خواندم و نوشتم درباره ی تجمع زنان. ولی نگذار روی تو تاثير بگذارد و شاد باش که تا نه دير صباحی ديگر ما هم يعنی مردان هم مثل شما باشد برای برداشتن روسری مان به اين در و آن بزنيم.
دير نيست
دير نيست


خوش باشی
بای


دردانه عزيزم! آسياب به نوبت!


ميشه خونه به دوش ش گذاشت .. سرزمين مادری شايد .. ؟ .. ميشه باهاش گريخت ؟؟؟


همه شما را دوست
.
و محترم میدارند
وقتی شعر قشنگتان دیپلودوکوس همراهتان است ...


http://www.ringtones-dir.com/get/ ringtones site. Best free samsung ringtones, Cingular ringtones and more, Ringtones for free. From website .





spoonful41.jpg

Lovin' Spoonful

Do you believe in magic

Believe in the magic of rock and roll





برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.