به احترام دوستان: آ دم کجا ز ميوه ی ممنوعه چيده بود / ابليس با خدا به تفاهم رسيده بود . يوسف نه از حيا به زليخا نظر نکرد / بيچاره تا به حال زليخا نديده بود
سلام !
مبارکه !!!
***
واما سالی گذشت از آخرین تشریفتان !
نگاهی به الفبای تنهایی و مطلبی در باره بیدل دهلوی !
یا حق !
گاه عشق بازی
هنوز نيست؛
عشق خود را
در آشوب شهر
جستجو کن
اردي بهشت
فقط يک بهانه است
...
با "ماجرای بالا رفتن خرس از درخت !" به روزم ... بیا و ببین چه به روز می آورند...
زيبا بود. ممنونم.
سلام از اين شعر اخيرت خيلي خوشم آمد. شاعر توانايي هستي. با اجازه لينكت دادم. خوشحال مي شم بهم سر بزني .
وای عشق...
عاشق باش و عاشقانه زندگی کن.لذت ببر.
برای زيبا شدن ارديبهشت من هم دعا کنيد
. . . .
غمی به بهانه گم شدن دفتر شعرتان را تصور . . .
خداوند
و آنگاه
از پرده نهان برون آمد
در کنار آدم ایستاد
در گوش او نجوا کرد
میخندید و آدمی با او
و
.
.
آن دو با هم بودند . . .
با هم هستند
با هم خواهند بود
این راز آفرینش است . . .
(ناشناس بودن همیشه بهتر از آشنا بودنه. آشنایی رمز همه سوع تفاهم هاست!)
زياد بهت سر می زنم. قالبا دلم نمياد چيزی بنوسيم می ترسم حرفای هفت من نه شيش من قشنگی اين سطر ها رو خراب کنه. ولی اين دفه خيلی دلم گرفته بود گو اينکه هميشه اين سايت يه کنج دنجی واسه آروم شدنم ولی اين دفه خيلی فرق می کرد. فقط خواستم ازت تشکر مرده باشم. همين
خيلی زيبا! مثل هميشه!
اما ، من اگر جاي تو بودم در زير سايه ی يک سپيدار بلند در خياباني گمنام ، عاشق می شدم ...
سلام..
بهار بود که به دنيا آمدم...
۷ /اردیبهشت
صريح و ساده به ما گفتی که عشق باقی است و دوره ها فانی . گفتی نام خیابانها را عوض می شود کرد اما نام عشق را هرگز . گفتی که عشق بر سر نوشت همه نسلها حاکم است . و گفتی اريبهشت هنگامه رويش هاست . زيرکانه اما جستی که نگوئی تو در کدام دوره عاشق خواهی شد . گلخانه های هسته ای و ارديبهشت ابدی و کود شيميائی . ميترسم هرگز زمستانی را تجربه نکنيم و ارديبهشت لعنت مکرر ما باشد
سلام سارای گل.
حال آسمانت چطور است؟
باغچه ی دلت سر سبز باد.
خیابانی که می گویی (ولیعصر) خیابانی است که من سال ها ست بر پیکرش
انتظار را دیوانه کرده ام اما هنوز خبری از یار نیست. هنوز کسی از .......
عاشق شدنم در این خیابان بود اما معشوق هنوز گام بر چشمانم ننهاده است.
در خیابان ولیعصر من جای کاج و سپیدار و سرو این نرگسی های مجنونند که
سایه بر جوی کنار خیابان هر چند اندک انداخته اند بوی نرگسی مستم میکند
از خود بی خودم تنها ی تنها در این خیابان چه می کنم؟
می مانم در انتظار تا او بیاید تا چشمانم به دیدنش روشن شود.
اللهم لولیک الفرج>>>>>>>>>>
angah ke ou biyayad man azadam.
قربان تو .......... * دلتنگ.
www.deltang2.blogfa.com
id: dell9700
اردی بهشت فصل تولد ياس ها ست
مگر می شود عاشق نشد؟
و اکتاويو با شعر با اين کاغذين جامه چشمهايم را باز ميکند و ميگويد : انچه را نميگويد بگوی . چه خوب است او که مرگ ديگری را ميميرد .بياييد اين کاغذين جامه ها را پاره کنيم
فراموش کردم بگم من جای شما نيستم.هيچ کس جای هیچ کس ...
هميشه جستحو در حهان پاز ستايش بر انگيزه . شعری از شما خوندم سطر ششمش بود : کسی اگر به او دست ميزد.اگر جای شما بودم مينوشتم:کسی که اگر به او دست ميزد. و يا حتی : کسی که اگر به او دست ميکشيد.وسوسه اين گونه شعر شدن شايد بيشتر باشه .هر چند زبان شما ميل به سادگی داره .من امافضا ها تو نو بيشتر می پسندم
سلام ..
هرگز نميرد انكه دلش زنده شد به عشق
سارا........ولی عصر ، ارديبهشت، پارک وی تا تجريش... عاشق شو ...
وبلاگت مثل يه دفتر شعر قشنگ می مونه که حتی اگه آدم حس نوشتن هم نداشته باشه وقتی بازش می کنه تا بخوندش شاعر ميشه! حتی اگه شاعر نباشه....حتی اگه دیگه دلی واسه عاشق شدن توی ارديبهشت نداشته باشه....راستی...منم ارديبهشت عاشق شدم!! و الان که چندین سال از اون اردیبهشت میگذره هنوز عاشقم!!
يک شب بلبل
وقتی روی شاخه نشست
احساس کرد کسی
از گوشه چشمش
رد شد
خوب که اطراف را نگاه کرد
گلی بزرگ دید
که با رنگ درخشانش
او را به خود میخواند
بلبل فکر کرد
آیا این گل بود که در زاویه دید من قرار گرفت
آرام
آرام به سمت گل رفت
گل را بوييد
مست گل شد
به ناگاه نگاهش
به چیزی افتاد که در پناه گل
پنهان بود . . .
امسال هزار سال و هزار شب است
که بلبل نخوابیده
و دیگر نمی خوابد
سلام
سه روز پيش اينجا(اصفهان) باران می آمد.
ديروز اينجا(اصفهان) باران بند آمد.
امروز اينجا(اصفهان) باراننمی آيد و افتاب می بارد.
بعد از اين هوا و فضای سه روزه اين شعر به من چسپيد.
مثل آشی که نمی تونی ازش بهونه بنی اسرائيلی بگيری
از بابت اون سو تفاهم هم شرمنده هنوز هم نمی دونم چه شد.
خوش باشی
و بای
دير يا زود...
اردی
بهشت
ماه!
عالی بود!!
با قالبت خیلی حال کردم خیلی وقت بود یه همچین قالبی ندیده بودم هم ساده هم خیلی حرف برای گفتن
به احترام دوستان: آ دم کجا ز ميوه ی ممنوعه چيده بود / ابليس با خدا به تفاهم رسيده بود . يوسف نه از حيا به زليخا نظر نکرد / بيچاره تا به حال زليخا نديده بود
سلام !
مبارکه !!!
***
واما سالی گذشت از آخرین تشریفتان !
نگاهی به الفبای تنهایی و مطلبی در باره بیدل دهلوی !
یا حق !
گاه عشق بازی
هنوز نيست؛
عشق خود را
در آشوب شهر
جستجو کن
اردي بهشت
فقط يک بهانه است
...
با "ماجرای بالا رفتن خرس از درخت !" به روزم ... بیا و ببین چه به روز می آورند...
زيبا بود. ممنونم.
سلام از اين شعر اخيرت خيلي خوشم آمد. شاعر توانايي هستي. با اجازه لينكت دادم. خوشحال مي شم بهم سر بزني .
وای عشق...
عاشق باش و عاشقانه زندگی کن.لذت ببر.
برای زيبا شدن ارديبهشت من هم دعا کنيد
. . . .
غمی به بهانه گم شدن دفتر شعرتان را تصور . . .
خداوند
و آنگاه
از پرده نهان برون آمد
در کنار آدم ایستاد
در گوش او نجوا کرد
میخندید و آدمی با او
و
.
.
آن دو با هم بودند . . .
با هم هستند
با هم خواهند بود
این راز آفرینش است . . .
(ناشناس بودن همیشه بهتر از آشنا بودنه. آشنایی رمز همه سوع تفاهم هاست!)
زياد بهت سر می زنم. قالبا دلم نمياد چيزی بنوسيم می ترسم حرفای هفت من نه شيش من قشنگی اين سطر ها رو خراب کنه. ولی اين دفه خيلی دلم گرفته بود گو اينکه هميشه اين سايت يه کنج دنجی واسه آروم شدنم ولی اين دفه خيلی فرق می کرد. فقط خواستم ازت تشکر مرده باشم. همين
خيلی زيبا! مثل هميشه!
اما ، من اگر جاي تو بودم در زير سايه ی يک سپيدار بلند در خياباني گمنام ، عاشق می شدم ...
سلام..
بهار بود که به دنيا آمدم...
۷ /اردیبهشت
صريح و ساده به ما گفتی که عشق باقی است و دوره ها فانی . گفتی نام خیابانها را عوض می شود کرد اما نام عشق را هرگز . گفتی که عشق بر سر نوشت همه نسلها حاکم است . و گفتی اريبهشت هنگامه رويش هاست . زيرکانه اما جستی که نگوئی تو در کدام دوره عاشق خواهی شد . گلخانه های هسته ای و ارديبهشت ابدی و کود شيميائی . ميترسم هرگز زمستانی را تجربه نکنيم و ارديبهشت لعنت مکرر ما باشد
سلام سارای گل.
حال آسمانت چطور است؟
باغچه ی دلت سر سبز باد.
خیابانی که می گویی (ولیعصر) خیابانی است که من سال ها ست بر پیکرش
انتظار را دیوانه کرده ام اما هنوز خبری از یار نیست. هنوز کسی از .......
عاشق شدنم در این خیابان بود اما معشوق هنوز گام بر چشمانم ننهاده است.
در خیابان ولیعصر من جای کاج و سپیدار و سرو این نرگسی های مجنونند که
سایه بر جوی کنار خیابان هر چند اندک انداخته اند بوی نرگسی مستم میکند
از خود بی خودم تنها ی تنها در این خیابان چه می کنم؟
می مانم در انتظار تا او بیاید تا چشمانم به دیدنش روشن شود.
اللهم لولیک الفرج>>>>>>>>>>
angah ke ou biyayad man azadam.
قربان تو .......... * دلتنگ.
www.deltang2.blogfa.com
id: dell9700
اردی بهشت فصل تولد ياس ها ست
مگر می شود عاشق نشد؟
و اکتاويو با شعر با اين کاغذين جامه چشمهايم را باز ميکند و ميگويد : انچه را نميگويد بگوی . چه خوب است او که مرگ ديگری را ميميرد .بياييد اين کاغذين جامه ها را پاره کنيم
فراموش کردم بگم من جای شما نيستم.هيچ کس جای هیچ کس ...
هميشه جستحو در حهان پاز ستايش بر انگيزه . شعری از شما خوندم سطر ششمش بود : کسی اگر به او دست ميزد.اگر جای شما بودم مينوشتم:کسی که اگر به او دست ميزد. و يا حتی : کسی که اگر به او دست ميکشيد.وسوسه اين گونه شعر شدن شايد بيشتر باشه .هر چند زبان شما ميل به سادگی داره .من امافضا ها تو نو بيشتر می پسندم
سلام ..
هرگز نميرد انكه دلش زنده شد به عشق
سارا........ولی عصر ، ارديبهشت، پارک وی تا تجريش... عاشق شو ...
وبلاگت مثل يه دفتر شعر قشنگ می مونه که حتی اگه آدم حس نوشتن هم نداشته باشه وقتی بازش می کنه تا بخوندش شاعر ميشه! حتی اگه شاعر نباشه....حتی اگه دیگه دلی واسه عاشق شدن توی ارديبهشت نداشته باشه....راستی...منم ارديبهشت عاشق شدم!! و الان که چندین سال از اون اردیبهشت میگذره هنوز عاشقم!!
يک شب بلبل
وقتی روی شاخه نشست
احساس کرد کسی
از گوشه چشمش
رد شد
خوب که اطراف را نگاه کرد
گلی بزرگ دید
که با رنگ درخشانش
او را به خود میخواند
بلبل فکر کرد
آیا این گل بود که در زاویه دید من قرار گرفت
آرام
آرام به سمت گل رفت
گل را بوييد
مست گل شد
به ناگاه نگاهش
به چیزی افتاد که در پناه گل
پنهان بود . . .
امسال هزار سال و هزار شب است
که بلبل نخوابیده
و دیگر نمی خوابد
سلام
سه روز پيش اينجا(اصفهان) باران می آمد.
ديروز اينجا(اصفهان) باران بند آمد.
امروز اينجا(اصفهان) باراننمی آيد و افتاب می بارد.
بعد از اين هوا و فضای سه روزه اين شعر به من چسپيد.
مثل آشی که نمی تونی ازش بهونه بنی اسرائيلی بگيری
از بابت اون سو تفاهم هم شرمنده هنوز هم نمی دونم چه شد.
خوش باشی
و بای
دير يا زود...
اردی
بهشت
ماه!
عالی بود!!
با قالبت خیلی حال کردم خیلی وقت بود یه همچین قالبی ندیده بودم هم ساده هم خیلی حرف برای گفتن
!بسیار تنها اما پر بار.برعکس شیدا مثل همیشه!
آره مستی بهار هميشه عاشقی میاره ...
زير اين بارونا ..
به به ..
معرکه ست ..