و نگاه من
مماس بر دریا
عمود بر ابرها
...
ترا چشم در راهم !
با چشم های ریزِ يک دزدِ دريايی
دوردست ها را ديد می زنم
آنجا که تو
همواره در مجاورِ دريا
آواز می خواني...
برمی گردم - به خاطرِ شعر.
ماهی های مرده و بطريه بدون نقشه به خالی شدن دل دريا در !
سلام و خسته نباشید. زیبا می نویسید، موفق و شاد باشید.
دزد دريايی هم عاشق می شود. او به دنبال گنج نيست به دنبال دل مملو از سکه عشق است
اين دزدی نبود به خدا....تارج بود...روز روشن آمد و زد و شکست و برد...
.....................................
سارا خانم محمدی عزيز سلام.اميدوارم هميشه موفق باشی.از همه نوشته هات ممنون.سرت آروم شد سری هم به من بزن
همه طوفانها اينگونه اند؟؟؟
همه طوفانها اينگونه اند؟؟؟
همه طوفانها اينگونه اند؟؟؟
ساراي
ميشه يه سري به اينجا بزني و سكوت نكني؟؟؟
ميشه؟
http://www.samia.blogfa.com/
سلام ..
بي مراميه
اصلا نا مرديه
معرفت هم خوب چيزيه
نقشه رو كه از بطري در مياره
بطري رو ميندازه يه كناري
لااقل نميكنه بزنه بشكوندش..
کار معمولی ..ايماژهای معمولی .. زبان معمولی .. خوابم گرفت .. شرمنده ...
سلام
حال شما.
شعر خوبی بود. روزی که با حافظ موسوی در باره ی شعر شما حرف زدم... فهميدم که بايد با چطور شعری روبرو باشم. ولی اين به روز کردن های مدام کمی مرا نگران کرده است. اين وابستگی به به روز کردنهای اينترنتی آفت خيلی ها شده و نظر دادنهای .... .
بگذريم. نمی دانم شعر آخر را توی وبلاگ خوانديد يا نه. ولی دوست دارم بخوانی.
بای
و نگاه من
مماس بر دریا
عمود بر ابرها
...
ترا چشم در راهم !
با چشم های ریزِ يک دزدِ دريايی
دوردست ها را ديد می زنم
آنجا که تو
همواره در مجاورِ دريا
آواز می خواني...
برمی گردم - به خاطرِ شعر.
ماهی های مرده و بطريه بدون نقشه به خالی شدن دل دريا در !
سلام و خسته نباشید. زیبا می نویسید، موفق و شاد باشید.
دزد دريايی هم عاشق می شود. او به دنبال گنج نيست به دنبال دل مملو از سکه عشق است
اين دزدی نبود به خدا....تارج بود...روز روشن آمد و زد و شکست و برد...
.....................................
سارا خانم محمدی عزيز سلام.اميدوارم هميشه موفق باشی.از همه نوشته هات ممنون.سرت آروم شد سری هم به من بزن
همه طوفانها اينگونه اند؟؟؟
همه طوفانها اينگونه اند؟؟؟
همه طوفانها اينگونه اند؟؟؟
ساراي
ميشه يه سري به اينجا بزني و سكوت نكني؟؟؟
ميشه؟
http://www.samia.blogfa.com/
سلام ..
بي مراميه
اصلا نا مرديه
معرفت هم خوب چيزيه
نقشه رو كه از بطري در مياره
بطري رو ميندازه يه كناري
لااقل نميكنه بزنه بشكوندش..
کار معمولی ..ايماژهای معمولی .. زبان معمولی .. خوابم گرفت .. شرمنده ...
سلام
حال شما.
شعر خوبی بود. روزی که با حافظ موسوی در باره ی شعر شما حرف زدم... فهميدم که بايد با چطور شعری روبرو باشم. ولی اين به روز کردن های مدام کمی مرا نگران کرده است. اين وابستگی به به روز کردنهای اينترنتی آفت خيلی ها شده و نظر دادنهای .... .
بگذريم. نمی دانم شعر آخر را توی وبلاگ خوانديد يا نه. ولی دوست دارم بخوانی.
بای
پیپ قرمز جونم
نگات معموليه.دلت معموليه.دنيات معموليه.زبونِ غير معمولی ميخوای اشتباهی اومدی.اينجا خونه ی زنِ مشد علی بزاز نيس.پشتک واروهای کلامی خيرِ سرِ همون جماعتِ پامنار ٬ قرمزه ته آبی ِ اب لبو.
اگر قطره آبی به ياد تو هنوز مانده آن منم
و شايد گنجی بی نقشه و بطری!!!!