mars 25, 2006 | شنبه ۵ فروردین ۱۳۸۵

آینه

Ayene.gif

به عشق
به آزادی
راه‌های بسیاری هست

به صلح
به انسانیت نیز

گم نکن واژه‌های دلت را
خط نزن شعرهای بی‌شمارت را

که یکی شعر‌شکن
که یکی واژه‌سوز

خسته‌ام، خسته
مرا بنواز
مرا بساز

سارای پنج سال پیش یا بیشتر


می‌خواهد سالِ نو برود سراغِ گردگیریِ آینه، بغضش اگر شکست برو نیاورید.
سکوت بی‌بها و بهانه نیست.

نظرها

Amen


سلام
وبلاگ جالبی دارید
لذت بردم
سر بزنید
سبزوپاک


درود بر شما، که واژه های دل را معنا می بخشید.


سر سال تحويل داشتم به اين فکر ميکردم که بهترين سال تحويلو سال ۸۱ داشتم با آينه که فوق العاده بود واقعا اينو ميگم هيچ سايتي و به اندازه آينه دوست ندارم سارا جان خيلي خوشحالمون ميکني اگه دوباره برقرارش کني
موفق باشي و سال خوبي در انتظارت باشه


خط نزن شعرای بی شمارت را...


گرد گيری خيلی خوبه! ولی هيچ وقت انگار نميشه از دل جوری گرد گيری کرد که پاک پاک بشه! شايد لک ها رو بتونی بگيری ولی دوباره که گرد بشينه روش ...همون لکه هايی که دفعه اول پاک کرده بودی بيشتر و بزرگتر خودشون رو نشون ميدن....( راستی با اجازه لينکت رو اضافه کردم.)



باب ديلن ميگه:انسان پيشرفت می کنه و ميره٬ اما رو به عقب.
بن بست اين روزها برای همه ی ما قابل درک است .هر روز که می گذرد انگار تکه ای از وجود ما را با خود می برد٬ آغاز هر سال و اندوهی که چشمهایت را خيس می کند.
مقاوتی دیرینه هست در آدمی که هرگزا زوال را تاب نمی آورد٬ جنگ است و دنبال راههای تازه برای صلح می گردد٬ همیشه راههایی برای رفتن هست٬ به جستجوی واژه های دل بر می آید٬
خسته ام - نازم کن - سازم کن.
جستجوی تو ثمر داده است٬ گمشده ات را يافته ای حالا٬ از سالها پيش بيرونش کشيده ای٬ و آنقدر زيباست که بخاطرش شکستن بغض شرم آور نيست...
اين زيبايی ی توست سارا - که سراغ آينه می رود -


سلام سارا خانوم محمدی...من از شعرهای شما تو وبلاگم خيلی استفاده کردم...البته بي اجازه....ولی خب نميدونم چرا روم نميشد ازتون بخوام نوشته های منو بخونين...اگه اين کارو انجام بدين و نظر بدين خوشحالم ميکنين....سال نو مبارک!


سارای پنج سال پيش.
معصوميتی که انگار از دست رفته است.محاکمه ای که اينجا رخ می دهد و شاعر خودش آنرا برگزار می کند٬
کيست که از آينه می گريزد؟کسی که از نگريستن به خود شرم دارد.يا کسی که اصلا خود را از ياد برده٬ که کيست و کجا ايستاده است.
سارا به گرد برگرفتن از اين آينه دعوت مان می کند٬ به بازگشتی به زيبايی های خودمان ٬ آن زيبايی شايد که در هيات کلمات نشسته است٬ آن واژه های دل٬ و شعرهای بی شمار ٬
خطشان نزنيم . جلايشان دهيم و بگيريمشان در برابر جهان.


سلام ...
خیلی خوبه .عالی
یاد اونروزی که خودمو تو اینه شما تماشا کردم بخیر ....
وطنم انجاست
همانجا که مادرم .....
(((
رو ميکنم به اينه
رو به خودم داد ميزنم
ببين چقدر حقير شده
اوج بلند بودنم ....

دنيا بزرگ و باز نيست .... بله برای موندن و سکنا گزيدن اصلا بزرگ و باز نيست ... اما مطمينا پلکان بزرگ و بازی برای رسيدن به مقصد نهايی هست ....
)))


چه خوب می کني. آينه بيش از اينها حق دارد...
گفتی آينه و باور کن شانه هايم را لرزاندی. مرا هم بردی به چند سال پيش گمانم چهار سال.سالی که من با آينه ات آشنا شدم...
می دانی سارا! گمانم عاشقی...
عاشق کسی همين دور و بر ها.نزديکتر به خودت و نزديک به خيلی های ديگر...
عاشقی. عاشق.
و عاشق بودن ادعای بزرگیست!!!
شادزی...


سارا سلام اشهد ان لا اله تو/با...
شعراتون قشنگه ولی... ولي وبلاگتون هميشه قشنگه.


سلام
این اینه نیست که غبار میگیره هرگز
بلکه این چشمای ماست که روشونو غبار گرفته
باید چشمامون رو از گرد و غبار بشوییم
چشمها را باید شست
جور دیگر باید دید


فوق العادس ممنون


سارا کوچولوی بی آينه حالش چطوره؟ به نظر تو الزامی هست که وقتی بزرگ شد بزنه آينه رو بشکنه؟ خبری از اين ديوونه هه نداری؟ خارجکيش اومده. اما هنوز ديوونه بازيهای فارسيش شروع نشده.


سارای عزیزم امیدوارم همیشه شاد باشی...به آینه سر زدم و لذت بردم


آخ جون.دیدی گفتم بالاخره ازت عیدی می گیرم سارا؟؟؟؟


سرانجام باورت می کنند..بايد اين کوچه نشينان ساده بدانند که جرم باد روبودن بافه های رويا نبوده است...


سلام
از وبلاگ کسوف ميام اينجا
عيدت مبارک
....
که بسیاری ره گم کرده
....


سلام نازنين...خيلی زيبا...طبق معمول...گل ميکاری...دسته دسته...بغل بغل...باغ باغ...


سلام نازنين...خيلی زيبا...طبق معمول...گل ميکاری...دسته دسته...بغل بغل...باغ باغ...


سلام به سارای عزيز حالا در اين بهار هنوز در انتظار نواختنيم...


سارای عزیزم ،سال نو مبارک ! بهترین های ممکن را برای خودت و شعر دلنشین ات آرزومندم. باش و بنویس. . .

با احترام ، ماندانا





бессонница

أرق

insomnio

slaplooshed

l'insomnie

insomnia

بی‌خوابی

失眠

uykusuzluk

. . .




برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.