این کار را آقای عبدالحسین فرزاد مترجم توانای شعرهای غاده السمان فرستادهاند، کارهایی چون
ابدیت لحظهی عشق، در بند کردن رنگین کمان، غمنامهای برای یاسمنها، زنی عاشق در میان دوات.
سپاسگزار مهربانی و توجه ایشان هستم.
اي يار
كه در گريبانت
دوكبوتر توآمان بي تابند
و قلب پاك تو
با لرزش خوش كبوتران
به تنظيم ايقاع و آهنگ جهان برخاسته است
لبانت به طعم خوش صداقت آغشته است
و گرماي مهربان دستت
مرد را مرد مي كند
ومن
ايستاده ام
و به نيمه ي كهكشان مي نگرم
كه درآنسويش
تو
عشق تقدير مي كني
و من
كامل مي شوم
اي زن زن !
عبدالحسین فرزاد
2/2/1383
نظرها
سلام سارای عزيز
من لينک شما را برداشتم
باران ديوانه وار می بارد
انگار آيدايی باشد که در آينه نشسته
يا انگار ...... من .....
چه شبيه اند مردمان
هر کجا که باشند
چه يگانه گوهری عشق
شايد شايد
يادگار بهشت
چه سخت است عاشقانه نوشتن و چه زيباست داشتن چنين انگيزه ای برای سخت نوشتن.
بسيار لطيف بود.
ابتدای اين شعر به يکي از شعرهای شاملو ميماند....آنحا که پستانهای آيدا را به دو کبوتر بيتاب (؟) تشبيه ميکند....شعر درست يادم نيست الان اما اين شباهت برايم جالب بود نميدانم اين نزديکی حس دو شاعر را ميرساند يا نزديکی حس مترجم به شاعر ايرانی.....
شعری بود بينهايت زيبا و لذت بردم...
نزديك پنجره مينشينم
تا به تو نزديكتر باشم
در فاصلهي كوتاه نفسهايم
نام تو را زمزمه ميكنم
تا هندوانهي تازه و شاداب اين جاليز
پامال گراز اندوه نشود!
لبخندي از جنس سكوت
بر لبم مينشيند
زير نور خورشيدي كه حالا
حتماً پشت كوهها خوابيده است
رو در روي شب نشستهام
و هيچ نيستم، هيچ!
مگر نگاهي
كه دنبال واژهيي ميگردد
تا رنگ و نور شعلههاي اين آتش را
توصيف كند
و نميتواند!
درختي باشم اي كاش
تا بي هيچ چشمداشتي
آشيانهي پرندهيي را نگهدارم!
...
جای خوبی است که از زحمات استاد فرزاد
برای ترجمه های خوبشان تشکر کنم.
شعرهای غاده خيلی زيباست.
و اين شعر استاد هم يک هم دلی است با غاده شاعر عرب....شاعری عاشق
زن تنها همراهی بود که به آدم اجازه داده شد ه از بهشت با خود به زمین بیاورد
البته خوب ....شایدم برعکس
سارای عزیز دلم برات تنگ شده خوب میشه که همدیگرو ببینیم
کاش هيچ آرزويی نبود و حتی رويا!!! ميدانی؟ زندگی نبرد وحشتناکيست ميان نادرست و نادرست! ميدانی؟ هيچ چيز کامل نيست!!! هيچوقت هيچ چيز کامل نيست!!!
از شعر زيبايشان لذت بردم . بی نظير بود .
سلام . جای ـ نزار ـ خالی ...
سلام سارای عزیز
سایتت راست راستی ۱ پاگرد است. ۱ جای خستگی در کردن و راه افتادن. بهخصوص برای من. من که ام اس دارم.
راستی هیچ با ام اسی ها کار کردی؟!
سلام سارا
مدتهاپیش خواننده تراوشات فکرت بودم.مدتی نبودم و حال نیز مدتیست که از تو میخوانم. زیبا مینویسی زیبا می گویی و زیبا انتخاب میکنی.این همه زیبایی قطعا از یک روح زیبا میآید.موفق باشی.موفق تر
حيف که پاگرد خانه ما گلدان ندارد ...
و همان بهتر که ندارد ...
که گل و گلدان مرا از ماهيت پاگرد غافل می کند ...
هرچند اين پاگردها خوبند ... خوب ... ولی خسته شده ام ..
( بهت لينک دادم )
سلام سارای عزيز
من لينک شما را برداشتم
باران ديوانه وار می بارد
انگار آيدايی باشد که در آينه نشسته
يا انگار ...... من .....
چه شبيه اند مردمان
هر کجا که باشند
چه يگانه گوهری عشق
شايد شايد
يادگار بهشت
چه سخت است عاشقانه نوشتن و چه زيباست داشتن چنين انگيزه ای برای سخت نوشتن.
بسيار لطيف بود.
ابتدای اين شعر به يکي از شعرهای شاملو ميماند....آنحا که پستانهای آيدا را به دو کبوتر بيتاب (؟) تشبيه ميکند....شعر درست يادم نيست الان اما اين شباهت برايم جالب بود نميدانم اين نزديکی حس دو شاعر را ميرساند يا نزديکی حس مترجم به شاعر ايرانی.....
شعری بود بينهايت زيبا و لذت بردم...
نزديك پنجره مينشينم
تا به تو نزديكتر باشم
در فاصلهي كوتاه نفسهايم
نام تو را زمزمه ميكنم
تا هندوانهي تازه و شاداب اين جاليز
پامال گراز اندوه نشود!
لبخندي از جنس سكوت
بر لبم مينشيند
زير نور خورشيدي كه حالا
حتماً پشت كوهها خوابيده است
رو در روي شب نشستهام
و هيچ نيستم، هيچ!
مگر نگاهي
كه دنبال واژهيي ميگردد
تا رنگ و نور شعلههاي اين آتش را
توصيف كند
و نميتواند!
درختي باشم اي كاش
تا بي هيچ چشمداشتي
آشيانهي پرندهيي را نگهدارم!
...
جای خوبی است که از زحمات استاد فرزاد
برای ترجمه های خوبشان تشکر کنم.
شعرهای غاده خيلی زيباست.
و اين شعر استاد هم يک هم دلی است با غاده شاعر عرب....شاعری عاشق
زن تنها همراهی بود که به آدم اجازه داده شد ه از بهشت با خود به زمین بیاورد
البته خوب ....شایدم برعکس
سارای عزیز دلم برات تنگ شده خوب میشه که همدیگرو ببینیم
کاش هيچ آرزويی نبود و حتی رويا!!! ميدانی؟ زندگی نبرد وحشتناکيست ميان نادرست و نادرست! ميدانی؟ هيچ چيز کامل نيست!!! هيچوقت هيچ چيز کامل نيست!!!
از شعر زيبايشان لذت بردم . بی نظير بود .
سلام . جای ـ نزار ـ خالی ...
سلام سارای عزیز
سایتت راست راستی ۱ پاگرد است. ۱ جای خستگی در کردن و راه افتادن. بهخصوص برای من. من که ام اس دارم.
راستی هیچ با ام اسی ها کار کردی؟!
سلام سارا
مدتهاپیش خواننده تراوشات فکرت بودم.مدتی نبودم و حال نیز مدتیست که از تو میخوانم. زیبا مینویسی زیبا می گویی و زیبا انتخاب میکنی.این همه زیبایی قطعا از یک روح زیبا میآید.موفق باشی.موفق تر
حيف که پاگرد خانه ما گلدان ندارد ...
و همان بهتر که ندارد ...
که گل و گلدان مرا از ماهيت پاگرد غافل می کند ...
هرچند اين پاگردها خوبند ... خوب ... ولی خسته شده ام ..
( بهت لينک دادم )