novembre 16, 2005 | چهارشنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۴

After shave

می‌گوید کمکت می‌کند
امیدوار می‌شوی
او هم

تو به زندگی
او به چیزهای دیگر

باشد
اما کمی عجیب نیست؟

عشق مانند قوطی حلبی
در آ بِ جوی
سرخوش سوت بزند
و مستقیم
به سمت آدم بی‌آید

نظرها

« [ديگر نزد ما] شکستن شگفت نيست»


از صفر تا ابديت... آثارتان را ارسال کنيد


و عشق
شاید
عابری باشد
با لبخند
نزدیک می شود
و تمام معده اش را
خالی می کند روی شما
با همان لبخند!


بوی باران که می آيد کفشهايش را می تکاند و فکر می کند گلهای ريخته شده خشک شده برای کدام باران بوده... يادش که نمی آيد بغض می کند برای تمام قوطی حلبی های در لجن مانده...


salam
kheili naze
man behetoon link dadam!:d


بستگی داره با شنيدن صدای حلبی به ياد آب پشت سرش بيوفتی يا.... فقط محو صدای گوشخراشش بشی اويدوارم هميشه از شنيدن صدای حلبی توی جوب از شادی يهو بخندی و مردم به همدیگه نشونت بدن بگن آخی بميرم الاهی ديونس!!!


اینک که اعتماد تفاله ی بی ارزشیس؛ آیا ایمان به عشق اشتباه بزرگی نیست؟


ارزشیس = ارزشیست





бессонница

أرق

insomnio

slaplooshed

l'insomnie

insomnia

بی‌خوابی

失眠

uykusuzluk

. . .




برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.