"خواستم بپرسم از او
که پیشنهادش چه بود
ماه پنهان شد اما"
برگردانِ سعیدپور این است که من کمی تغییرش دادم.
By the stream
- How rare, how lovely
somebody’s wife
washing her white feet
in the dark water.
Moon shines
among the clouds
so far, so far
no one can reach it
- How lovely, how rare
somebody's husband goes by
in a white boat
on the dark stream.
I was going to ask him
what he proposed,
but the moon hid
behind the clouds.
Octavio Paz
نظرها
akset khayly ghashangeh...ama bargardan-e Saeidpoor raa bishtar mipasandam....tarjomeh-ye tow dar sher sekteh injad mikonad....movaffagh bashi doost-e khoob :-)
مانیفست شماره ی "از صفر تا ابدیت" منتشر شد.. خوشحال می شويم ترجمه وآثارتان را در مانيفست منتشر کنيم.سبزباشيد/عرفان هاشمی
برایم این شعر بعد از دیدن تاتر "در میان ابرها" کار امیررضا کوهستانی خیلی زیبا و دلنشین تر شد! نمی دانم این تاتر را که در حال حاضر در حال اکران است در تاتر شهر دیده اید یا نه؟! اما این شعر آغاز و پایان سناریوی این داستان است! دقیقا محتوای همین شعر.
آی ملت. چرا تحويل نمی گيريد... حداقل اين داستان به نام عدالت به نام قانون رو بخوننننننننننننننننننننننننننن
سلام سارا،
وقتی که به تاکیدِ بر "سفیدی" در این شعر فکر می کنم و نقش رویا گونِ ماه و ماهتاب؛ شَکم می بَرَد که مرد و پیشنهاد رویای خواسته شاعر بوده اند یا وقایع وارد شده بر او؟ (در زمان و مکانِ حاضرِ شعر منظورم هست.)
اما او لال بود..
سلامی دوباره... از دياری دور ... بر شعرهای زيبايت... و بر تو...
akset khayly ghashangeh...ama bargardan-e Saeidpoor raa bishtar mipasandam....tarjomeh-ye tow dar sher sekteh injad mikonad....movaffagh bashi doost-e khoob :-)
مانیفست شماره ی "از صفر تا ابدیت" منتشر شد.. خوشحال می شويم ترجمه وآثارتان را در مانيفست منتشر کنيم.سبزباشيد/عرفان هاشمی
برایم این شعر بعد از دیدن تاتر "در میان ابرها" کار امیررضا کوهستانی خیلی زیبا و دلنشین تر شد! نمی دانم این تاتر را که در حال حاضر در حال اکران است در تاتر شهر دیده اید یا نه؟! اما این شعر آغاز و پایان سناریوی این داستان است! دقیقا محتوای همین شعر.
آی ملت. چرا تحويل نمی گيريد... حداقل اين داستان به نام عدالت به نام قانون رو بخوننننننننننننننننننننننننننن
سلام سارا،
وقتی که به تاکیدِ بر "سفیدی" در این شعر فکر می کنم و نقش رویا گونِ ماه و ماهتاب؛ شَکم می بَرَد که مرد و پیشنهاد رویای خواسته شاعر بوده اند یا وقایع وارد شده بر او؟ (در زمان و مکانِ حاضرِ شعر منظورم هست.)
اما او لال بود..
سلامی دوباره... از دياری دور ... بر شعرهای زيبايت... و بر تو...