شاید آنها درست میگفتند
تو بد بودی
بی آن که بفهمی
گناهکار بودی
آنها کشف کرده بودند
ماتیک و موسیقی و دویدن در باد را دوست داشتی
زیاد میخندیدی
شاید درست میگفتند
چقدر پچ پچ کردند
به زحمت و سختی افتادی
برای دروغ گفتن
برای به قشنگی فکر نکردن
برای...
دیگر شک ندارم
آن ها درست میگویند
تو بدی
خیلی بدتر از آن چه خیال میکنند
خیلی خیلی بد
رنج کشیدی
کار سادهای نبود
دوستت دارم همیشه
نظرها
کمی روحت را به حراج بگذار شاید دلت سوخت.
ما هنوز منتظر اشعار شما هستيم.
کمی روحت را به حراج بگذار شاید دلت سوخت.
ما هنوز منتظر اشعار شما هستيم.
من گناه خيلی کرده ام.آنقدر که بعد از هر نماز و قبل از آن از خدا متنفر می شوم
من هم خيلی بدم.خيلی.انقدر که اگر اندازه اش را بفهمی حتما برام یک شعر میگی .
سلام . لينک شما اضافه شد
صفحه ات باز نمی شد سارا؟!!
بد ها را دوست داشتن کار ساده ای نیست.
بسیار دوست داشتم چنین بدی را!
سلام و بسيار زيباست
سايتتان ديده نميشد
سلام -- -- --
بدها................|................خوبها
او ...................|.................من
آنها.................|................. ما
سلام -- -- --
بدها................................خوبها
او من
آنها ما
به سبب خاکستری بودنت ... همان که عاشق ماتيک و موسيقی و ........
دروغ می گفت.عصيان نمی کرد.گره های کور کور مردمان را نمی گسست.ما نياز را با ترديد رسم کرديم اما بی ترديد نه گفت!
قائدگی مان شده!چه می شود کرد؟!
بايد گسست آشوغ ...!
خاتمی !؟ D:
هميشه مي خوانمت ... هميشه
چقدر پچ پچ کردند!
ولی افسوس
که هيچ نمی دانستند
من
عاشق بدی های ظريف تو هستم!
گنجشک کوچولوی بی گناه من!
با هزاران زبان
به لطيف ترین شکل ممکن
به ما فهماندی
آنها چه بد هستند
خیلی خیلی بد
خیلی بدتر از آنچه خیال می کنیم
Le Bouddha dit: « Le Gange coule vers
l'Est, la Narmada coule vers l'Ouest. S'ils se rencontraient à mi-chemin, cela créerait un problème, car le Gange dirait : « Je vais vers l'océan » mais la Narmada le dirait aussi. Vous diriez qu'un des deux doit se tromper. Il se peut que les deux aient tort, mais comment les deux pourraient-il avoir raison ? Cela créerait une grande dispute. Et il n'y a pas moyen de régler cette dispute en restant au milieu de la route. Il faut aller vers l'océan pour le voir. Et vous verriez alors que le Gange qui coule vers l'Est atteint l'océan, et que la Narmada qui coule vers l'Ouest y arrive aussi. L'océan est un – comment pourrait-il être de l'Est ou de l'Ouest ? Vous pouvez l'appeler différemment : la Mer arabique ou la Baie du Bengale, mais cela ne fait aucune différence, l'océan est un et toutes les rivières s'y jettent.
Quelle que soit la voie où vous sentez le courant, où vous êtes joyeux, ou la poésie imprègne votre vie, où vous pouvez avancer en chantant, en dansant, c'est votre voie. Alors, n'écoutez personne. Suivez le courant de la vie. Où qu'il aille, partout où vous trouvez joie et béatitude, suivez cette direction. La « béatitude » est le critère... »
باید امشب بروم.
باید امشب...
salam hamsaie
shere ghashangi bod ammaina be nazare man dalile kheili bad bodan nistan
mohem ghalbe adamast ke bad nabashe
be man ham ie sari bezanin khoshhal misham
movafagh bashin
khodahafez
...
سلام مجدد دوست گرامی
در صفحه شخصیام اشارهای به وبلاگ شما کردم که از این طریق به اطلاعتان میرسانم و کسب اجازه میکنم (البته کسب اجازه بعد از انجام عمل شاید کار عجیبی باشد. به هرحال اگر موافق نبودید حتما تغییر خواهم داد).
پیروز و سربلند باشید.
مثل هميشه بود و البته مثل هميشه قشنگ هم بود به من هم يه سری بزن سارا خانوم من هميشه سعی کردم در مورد چيزايی که ميدونم حرف بزنم!!!!
سلام دوست گرامی
نه عادت دارم و نه درست میدانم که راجع به شعر نظری بدهم (مثلا بگویم قشنگ بود!) اما آنقدر لذت بردم از خواندن این شعر که درست ندانستم بدون سپاسگزاری این صفحه را ترک کنم.
(حالا سخت است نوشتن یادداشتی که هم سپاس را در خود داشته باشد و هم نشان دهد من از شعر شما لذت بردم).
بههرحال، تصور میکنم بیان لذت بردن از یک شعر و کشف شخصی آن چیزی که پنهان میکند و مینمایاند یکی از معدود راههایی باشد که میتوانند بگویند من این شعر را خواندهام.
شعر قبلیتان هم کاملا آشفتهام کرد.(آشفتگی هم شاید یکی دیگر از آن تاثیرات جادویی شعر باشد).
پس سپاسگزار شما هستم به خاطر اشعار فوقالعادهتان.
(تصور نمیکردم یادداشت نوشتن برای یک شعر اینقدر دشوار باشد!)
برایتان آرزوی پیروزی و سربلندی میکنم.
پایدار و پاینده باشید.
کمی روحت را به حراج بگذار شاید دلت سوخت.
ما هنوز منتظر اشعار شما هستيم.
کمی روحت را به حراج بگذار شاید دلت سوخت.
ما هنوز منتظر اشعار شما هستيم.
من گناه خيلی کرده ام.آنقدر که بعد از هر نماز و قبل از آن از خدا متنفر می شوم
من هم خيلی بدم.خيلی.انقدر که اگر اندازه اش را بفهمی حتما برام یک شعر میگی .
سلام . لينک شما اضافه شد
صفحه ات باز نمی شد سارا؟!!
بد ها را دوست داشتن کار ساده ای نیست.
بسیار دوست داشتم چنین بدی را!
سلام و بسيار زيباست
سايتتان ديده نميشد
سلام -- -- --
بدها................|................خوبها
او ...................|.................من
آنها.................|................. ما
سلام -- -- --
بدها................................خوبها
او من
آنها ما
به سبب خاکستری بودنت ... همان که عاشق ماتيک و موسيقی و ........
دروغ می گفت.عصيان نمی کرد.گره های کور کور مردمان را نمی گسست.ما نياز را با ترديد رسم کرديم اما بی ترديد نه گفت!
قائدگی مان شده!چه می شود کرد؟!
بايد گسست آشوغ ...!
خاتمی !؟ D:
هميشه مي خوانمت ... هميشه
چقدر پچ پچ کردند!
ولی افسوس
که هيچ نمی دانستند
من
عاشق بدی های ظريف تو هستم!
گنجشک کوچولوی بی گناه من!
با هزاران زبان
به لطيف ترین شکل ممکن
به ما فهماندی
آنها چه بد هستند
خیلی خیلی بد
خیلی بدتر از آنچه خیال می کنیم
Le Bouddha dit: « Le Gange coule vers
l'Est, la Narmada coule vers l'Ouest. S'ils se rencontraient à mi-chemin, cela créerait un problème, car le Gange dirait : « Je vais vers l'océan » mais la Narmada le dirait aussi. Vous diriez qu'un des deux doit se tromper. Il se peut que les deux aient tort, mais comment les deux pourraient-il avoir raison ? Cela créerait une grande dispute. Et il n'y a pas moyen de régler cette dispute en restant au milieu de la route. Il faut aller vers l'océan pour le voir. Et vous verriez alors que le Gange qui coule vers l'Est atteint l'océan, et que la Narmada qui coule vers l'Ouest y arrive aussi. L'océan est un – comment pourrait-il être de l'Est ou de l'Ouest ? Vous pouvez l'appeler différemment : la Mer arabique ou la Baie du Bengale, mais cela ne fait aucune différence, l'océan est un et toutes les rivières s'y jettent.
Quelle que soit la voie où vous sentez le courant, où vous êtes joyeux, ou la poésie imprègne votre vie, où vous pouvez avancer en chantant, en dansant, c'est votre voie. Alors, n'écoutez personne. Suivez le courant de la vie. Où qu'il aille, partout où vous trouvez joie et béatitude, suivez cette direction. La « béatitude » est le critère... »
باید امشب بروم.
باید امشب...
salam hamsaie
shere ghashangi bod ammaina be nazare man dalile kheili bad bodan nistan
mohem ghalbe adamast ke bad nabashe
be man ham ie sari bezanin khoshhal misham
movafagh bashin
khodahafez
...
سلام مجدد دوست گرامی
در صفحه شخصیام اشارهای به وبلاگ شما کردم که از این طریق به اطلاعتان میرسانم و کسب اجازه میکنم (البته کسب اجازه بعد از انجام عمل شاید کار عجیبی باشد. به هرحال اگر موافق نبودید حتما تغییر خواهم داد).
پیروز و سربلند باشید.
مثل هميشه بود و البته مثل هميشه قشنگ هم بود به من هم يه سری بزن سارا خانوم من هميشه سعی کردم در مورد چيزايی که ميدونم حرف بزنم!!!!
سلام دوست گرامی
نه عادت دارم و نه درست میدانم که راجع به شعر نظری بدهم (مثلا بگویم قشنگ بود!) اما آنقدر لذت بردم از خواندن این شعر که درست ندانستم بدون سپاسگزاری این صفحه را ترک کنم.
(حالا سخت است نوشتن یادداشتی که هم سپاس را در خود داشته باشد و هم نشان دهد من از شعر شما لذت بردم).
بههرحال، تصور میکنم بیان لذت بردن از یک شعر و کشف شخصی آن چیزی که پنهان میکند و مینمایاند یکی از معدود راههایی باشد که میتوانند بگویند من این شعر را خواندهام.
شعر قبلیتان هم کاملا آشفتهام کرد.(آشفتگی هم شاید یکی دیگر از آن تاثیرات جادویی شعر باشد).
پس سپاسگزار شما هستم به خاطر اشعار فوقالعادهتان.
(تصور نمیکردم یادداشت نوشتن برای یک شعر اینقدر دشوار باشد!)
برایتان آرزوی پیروزی و سربلندی میکنم.
پایدار و پاینده باشید.
بسيار زيبا ...