من داشتم اینجا میآمدم که تصادف کردم. ناگهان یک ماشین آمد و مرا
زیر گرفت. وقتی میخواستم ازعرض خیابان رد شوم، این اتفاق افتاد.
جنازهام را گوشهی خیابان در برف رها کردم و آمدم اما کاش نمیآمدم.
نه مرا میبینی و نه صدایم را میشنوی. کاش نمیآمدم، من داشتم
به دیدن تو میآمدم که مردم.
فرشتهها، مینیمالهای رسول یونان، تهران: مشکی،1384
نظرها
:)
« هیچ چیز شایسته ی آن نیست که راهِ ما را عوض کند. بیایید فقط سر ِ راهمان در آغوششان بکشیم. که هدف همیشه کمی دورتر است. »*
سلام
خيلی خيلی خيلی زيبا بود. انگار تشنه ای که از هوای تفتيده و عطشناکيش به کومه ای با خنکای هوا و آب و شربت رسد.
خيلی جالب بود! همه اين نوشته هم باقی نوشته ها!!!!! خيلی ٬ در حدی که ۲ ساعت تموم فقط تو اين سايت بودم!!!!! موفق باشی!!!!
راستش خودم قبلا چیزی بسیار شبیه این نوشته نوشته بودم. یاد نسخه المانی فیلم love stoty هم میافتم. ان نسخه را دید ه اید؟ چرا چنین همیشه بسویم میایند ؟
منم تصادفی پيداش کردم ولی دلارام من منو مثل کسی که از صحنه تصادف فرار ميکنه منو رها کرده
در هجوم هزاران زنگارآینه ی زندگی ات همچنان شفاف بماند .بمان و آینه ای روبروی
هر شبزده بگذار. بمان......
نمی دانم بايد از شما ممنون بود يا از يونان . بهر حال بخاطر انتخاب ممنون .
اولين بار است به سايت شما می آيم اما مطمئنم که اخرين بار نيست اگر...
سلام. شما سارای آينه هستيد؟ می دونستيد که ۳-۴ سال پيش من با آينه زندگی می کردم؟ و شايد خيلی های ديگه که بيرون از ايران بودند. سال هايي که هيچ دسترسی به منبع فارسی نداشتم، آينه ی شما که حتی روی لينوکس و سان هم کار می کرد تقريبا تنها جايی بود که توش می شد زندگی و طراوت رو پيدا کرد. از ته دل ممنونم از هر دوتون :)
جهان جای عجيبی ست / اين جا هر کس شليک مي کند يونان کشته می شود
و ماشين از روی ما طوری رفت
که جاده نلغزد !
خيلی خيلی زيبا بود. مطمئن باش از اين به بعد هر روز مهمونتون هستم.
وقعا زیبا بود . می خواستم بدونم سارا خانوم شما دانشجوی میبدی ؟
:)
« هیچ چیز شایسته ی آن نیست که راهِ ما را عوض کند. بیایید فقط سر ِ راهمان در آغوششان بکشیم. که هدف همیشه کمی دورتر است. »*
«... من داشتم به دیدن تو می آمدم که مردم.»
تو... انتها... هدف... راه... من...
خواستم بگویم تصادف ها خیلی هم تصادفی نیستند!!
*آندره ژيد - les tentatives amoureuses
سلام
خيلی خيلی خيلی زيبا بود. انگار تشنه ای که از هوای تفتيده و عطشناکيش به کومه ای با خنکای هوا و آب و شربت رسد.
خيلی جالب بود! همه اين نوشته هم باقی نوشته ها!!!!! خيلی ٬ در حدی که ۲ ساعت تموم فقط تو اين سايت بودم!!!!! موفق باشی!!!!
راستش خودم قبلا چیزی بسیار شبیه این نوشته نوشته بودم. یاد نسخه المانی فیلم love stoty هم میافتم. ان نسخه را دید ه اید؟ چرا چنین همیشه بسویم میایند ؟
منم تصادفی پيداش کردم ولی دلارام من منو مثل کسی که از صحنه تصادف فرار ميکنه منو رها کرده
در هجوم هزاران زنگارآینه ی زندگی ات همچنان شفاف بماند .بمان و آینه ای روبروی
هر شبزده بگذار. بمان......
نمی دانم بايد از شما ممنون بود يا از يونان . بهر حال بخاطر انتخاب ممنون .
اولين بار است به سايت شما می آيم اما مطمئنم که اخرين بار نيست اگر...
سلام. شما سارای آينه هستيد؟ می دونستيد که ۳-۴ سال پيش من با آينه زندگی می کردم؟ و شايد خيلی های ديگه که بيرون از ايران بودند. سال هايي که هيچ دسترسی به منبع فارسی نداشتم، آينه ی شما که حتی روی لينوکس و سان هم کار می کرد تقريبا تنها جايی بود که توش می شد زندگی و طراوت رو پيدا کرد. از ته دل ممنونم از هر دوتون :)
جهان جای عجيبی ست / اين جا هر کس شليک مي کند يونان کشته می شود
و ماشين از روی ما طوری رفت
که جاده نلغزد !
خيلی خيلی زيبا بود. مطمئن باش از اين به بعد هر روز مهمونتون هستم.
وقعا زیبا بود . می خواستم بدونم سارا خانوم شما دانشجوی میبدی ؟