mai 19, 2005 | پنجشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۴

از شعرهای روزی به رنگ دریا

هیچ کس باور نمی‌کند
که من
به خاطر صدایی که
دوباره بشنوم
در کوچه های شبانه
تلف شدم
مردم
تو صدای دل‌انگیز پیانویی بودی
که در یک شب مهتابی
از کلبه‌ای مجهول به گوش می‌رسید
هیچ کس باور نمی‌کند
که من
به خاطر…


رسول یونان، روز بخیر محبوب من، تهران،1381

نظرها

باورم نمی شود
باورشان نمی شود
باورت می شود؟!
.
.
.
اما دنيايمان
بی اعتنايی به باورهايمان
هی پيش می رود
پيش می رود
و گاهی تو را
در حجم چرخ هايش
ويران می کند!
.
تو باورت می شود؟!
من باورم می شود!


سلام.
لينک داده شد:
http://khabarchin.blogspot.com/2005/05/blog-post_111651977205566693.html


سارای عزیز ببخش که حرفم تازه نیست.. ولی...
هیچ کس باور نمی‌کند
که من
به خاطر…
که ما
به خاطر...


سارا، سارای عزيزم چقدرررر خوشحالم که اين شعر تو نيست


سلام ...خوشحالم اینجا رو پیدا کردم ..رنگ منو میده...کمی پررنگتر...ببخشید که لینکتون رو بی اجازه برداشتم


همه ی ما از تمنای وحش لبريزيم اما برای مقاله با اين تمنا پادزهرهايی فرهنگی وجود دارد / به ما آموخته اند که از اين ميل و ارزو احساس شرم کنيم / ما موهايمان را بلند کرديم و با ان احساساتمان را پوشانديم اما هنوز هم طی روزها و شبهای زندگی مان سايه زن وحشی از پشت سر اغوايمان ميکند/ به هر حال هرکجا که باشيم سايه ای که در پس ما گام بر ميدارد قطعا چهارپا دارد


ساراي عزيز

وقتي بي تو شدم
شب شد
سرد شد
ستاره سوخت
ماه مرد
و زمين بي آ ب و علف
و زمين يخبندان



در اين خلوتگه تاريك
در اين خلوتگه غمگين
من اينجايم
من اينجا گريان و نالانم
بيا نزدم
بيا اي لحظه هاي عمر شيرينم
بيا اي تك سوار روياي ديرينم
تو را خواهم
تو را با جان و دل خواهم
بيا نزدم
تو را خواهم ….


چرا اون رو نوشته بودم؟!! دوباره که خوندم قشنگ بود سارا!


از این بهتر نمیشه
موفق باشی..





spoonful41.jpg

Lovin' Spoonful

Do you believe in magic

Believe in the magic of rock and roll





برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.