پشت کوه
وقت عشقبازی باران و آفتاب
میگیرم رنگین کمان را
میروم
بنفش
نیلی
آبی
سبز
زرد
نارنجی
قرمز
نردبان را هل میدهم
روی ابری میخوابم
فراموش میکنم
بنفش
نیلی
آبی
سبز
زرد
نارنجی
قرمز
و باران را
باران را که میخواستم...
نظرها
نردبان را می شمارم...
به کسی چه من یکی ،اهل خراب آبادم.
سارا جان بازم سلام !!!! مثل هميشه عالی بود...
آری باران را که میخواستم البته یک زمانی!
در رنگین کمان آروز
عشق من چه رنگی است ؟
با مهر
علی
سارای عزيز ممنون برای استفاده از عکس...
قابل تو رو هم نداره...
آهنگ زیبایی هم بود اما نمی دونم چرا اینقدر کوتاه..؟
از کی بود که یه آهنگ اینجوری نشنیده بودم و یه رنگین کمون اینجوری هم توی تهران ندیده بودم....!
روی ابرها می خوابی
فراموش می شوی!
فراموش می کنی!
و همان جا نم نمک می باری
اما مواظب باش!
ابرهای آرزو بی استحکامند!
آسمانی باشی مهربانم!
روی ابرها می خوابی
فراموش می شوی!
فراموش می کنی!
و همان جا نم نمک می باری
نم نمک...
می باری!
سلام به شاعر دوست داشتنی و لبريز از حس و واژه و سوژه های نو.هر چند که شما طرفای ما نميای اما من .......
.... اما او
با من نيست
علت چيست؟
نردبان ام را هول ندادم
اما نيست !
- بهانه ای برای جاودانه شدن -
...
سارا جان تبريک ،
اين شعر زيباترين ِ امسال ات بود .
البته تا امروز !
...
با اين شعر :
بنفش
نیلی
آبی
سبز
زرد
نارنجی
قرمز
و بارانی تر شدم .
خوابیدی
فراموش کردی
نم نمک باريدی
باريدی
و باز هم باريدی
...
وجود سبزت
حجم سفيد آسمان ام را
خط خطی کرد
من را هم از آن دست که :
سبزم
سفیدم و
خط خطی
هماهنگی عکس با شعر بسيار قشنگه.
بدا به حال زمانه ای که شاعر ندارد
http://opmdream.blogspot.com/2005/04/blog-post_22.html
سلام!
نازنین !
عاشقانه است و زیبا !
قدم رنجه کن !
: گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم ...
سلام دوست عزیز...زیبا بود..احساسات خوبی دارید...یا علی مدد...
آموزش رنگ بود؟
و خدا هست
او ذره ای از خویش را در ما گذاشت
روزی به سوی او برمیگردیم
و چه زیباست سوار بر رنگین کمان عشق
این بازگشت
سلام سارای عزيز:
باز هم البته ربطی به شعر زيبای تو ندارهُ اما دوست داشتم تو اولين کسی باشی که تازخ ترين کارم رو ميخونهُ تقديم به توُ اگر عاشق باشی:
سلام خاتون! . . .
آهسته می گویم
آنچه را که فریاد هم زدم، و نشنیدی!
. . . درد نداشتن تو را!
از بس مدارا کرده ام نداشتنت را
از بس گیج مانده ام
که هستی
یا نیستی!
خیال بودنت هم
به خستگی نشسته است!
بانو!
یا بیا!
یا برو!
که دیگر طاقت خیال خستگی را هم،
ندارم!
دست شما درد نکند...
لطف می کنید که برایم شعر می نویسید...
در این روزها این کار دیوانگی است ...
دیوانه باش!
سلام سارا بانو! اميد وارم خوب باشی:
نميدونم کدوم کار ديوانگيهُ شعر گفتن يا عاشق بودن؟ فرق چندانی هم نميکنهُ چون در هر صورت آخرين روزهای ديوانکيم را ميگذرونم! راستش تصميمم اينه! نميدونم ميتونم اجراش کنم يا نه! برام دعا کن!
هميشه شاد ياشيُ عاشق باشيُ و کامروا باشی!
روزها خسته از شمار ثانيه ها
شب ها در انتظار صبحي ديگر
دقايق يكي پس از ديگري از هم سبقت مي گيرند
بدون آنكه متوجه شويم قناري مي خواند
------- در اين كوچه بازار تنهايي و غربت مكاني يافتم كه در قلبم ريشه داشت
ساراجان ... اين مكان همين وبلاگ توست
برات دعا ميكنم كه موفق تر باشي
... دوستان خيلي بهت لطف دارن...البته شما هم لياقتشو داري
از احساسات لطيفت ممنون
نردبان را می شمارم...
به کسی چه من یکی ،اهل خراب آبادم.
سارا جان بازم سلام !!!! مثل هميشه عالی بود...
آری باران را که میخواستم البته یک زمانی!
در رنگین کمان آروز
عشق من چه رنگی است ؟
با مهر
علی
سارای عزيز ممنون برای استفاده از عکس...
قابل تو رو هم نداره...
آهنگ زیبایی هم بود اما نمی دونم چرا اینقدر کوتاه..؟
از کی بود که یه آهنگ اینجوری نشنیده بودم و یه رنگین کمون اینجوری هم توی تهران ندیده بودم....!
روی ابرها می خوابی
فراموش می شوی!
فراموش می کنی!
و همان جا نم نمک می باری
اما مواظب باش!
ابرهای آرزو بی استحکامند!
آسمانی باشی مهربانم!
روی ابرها می خوابی
فراموش می شوی!
فراموش می کنی!
و همان جا نم نمک می باری
نم نمک...
می باری!
سلام به شاعر دوست داشتنی و لبريز از حس و واژه و سوژه های نو.هر چند که شما طرفای ما نميای اما من .......
.... اما او
با من نيست
علت چيست؟
نردبان ام را هول ندادم
اما نيست !
- بهانه ای برای جاودانه شدن -
...
سارا جان تبريک ،
اين شعر زيباترين ِ امسال ات بود .
البته تا امروز !
...
با اين شعر :
بنفش
نیلی
آبی
سبز
زرد
نارنجی
قرمز
و بارانی تر شدم .
خوابیدی
فراموش کردی
نم نمک باريدی
باريدی
و باز هم باريدی
...
وجود سبزت
حجم سفيد آسمان ام را
خط خطی کرد
من را هم از آن دست که :
سبزم
سفیدم و
خط خطی
هماهنگی عکس با شعر بسيار قشنگه.
بدا به حال زمانه ای که شاعر ندارد
http://opmdream.blogspot.com/2005/04/blog-post_22.html
سلام!
نازنین !
عاشقانه است و زیبا !
قدم رنجه کن !
: گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم ...
سلام دوست عزیز...زیبا بود..احساسات خوبی دارید...یا علی مدد...
آموزش رنگ بود؟
و خدا هست
او ذره ای از خویش را در ما گذاشت
روزی به سوی او برمیگردیم
و چه زیباست سوار بر رنگین کمان عشق
این بازگشت
سلام سارای عزيز:
باز هم البته ربطی به شعر زيبای تو ندارهُ اما دوست داشتم تو اولين کسی باشی که تازخ ترين کارم رو ميخونهُ تقديم به توُ اگر عاشق باشی:
سلام خاتون! . . .
آهسته می گویم
آنچه را که فریاد هم زدم، و نشنیدی!
. . . درد نداشتن تو را!
از بس مدارا کرده ام نداشتنت را
از بس گیج مانده ام
که هستی
یا نیستی!
خیال بودنت هم
به خستگی نشسته است!
بانو!
یا بیا!
یا برو!
که دیگر طاقت خیال خستگی را هم،
ندارم!
دست شما درد نکند...
لطف می کنید که برایم شعر می نویسید...
در این روزها این کار دیوانگی است ...
دیوانه باش!
سلام سارا بانو! اميد وارم خوب باشی:
نميدونم کدوم کار ديوانگيهُ شعر گفتن يا عاشق بودن؟ فرق چندانی هم نميکنهُ چون در هر صورت آخرين روزهای ديوانکيم را ميگذرونم! راستش تصميمم اينه! نميدونم ميتونم اجراش کنم يا نه! برام دعا کن!
هميشه شاد ياشيُ عاشق باشيُ و کامروا باشی!
روزها خسته از شمار ثانيه ها
شب ها در انتظار صبحي ديگر
دقايق يكي پس از ديگري از هم سبقت مي گيرند
بدون آنكه متوجه شويم قناري مي خواند
------- در اين كوچه بازار تنهايي و غربت مكاني يافتم كه در قلبم ريشه داشت
ساراجان ... اين مكان همين وبلاگ توست
برات دعا ميكنم كه موفق تر باشي
... دوستان خيلي بهت لطف دارن...البته شما هم لياقتشو داري
از احساسات لطيفت ممنون
زیباست