mars 05, 2005 | شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۳

من

نه آدمم نه گنجشک
اتفاقی کوچکم
هر بار می‌افتم
دو تکه می‌شوم
نیمی را باد می‌برد
نیمی را مردی که نمی‌شناسم

پا برهنه تا صبح، گراناز موسوی(1352)، تهران: نشر سالی، 1379

نظرها

سلام.زيبا بود.با تبادل لينک چطورين؟يه سری بزنی خوشحال ميشم


شعرت عالی بود تحت تاثير قرار گرفتم شايد انتظار زيادی باشه دوست دارم منظور دقيقت بدونم


اين دختره همکلاسيم بود!! اما قیافش يادم نيست ):


عالی بود
عالی ...


من در کجای زمين استاده ام؟