février 18, 2005 | جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۸۳

برفی سنگین نشست...

برفی سنگین نشست...
درختی زیبا شد
درختی شکست
 
 
 
 
 
کنار جاده‌ی بنفش کودکی‌ام را دیدم، شهاب مقربین، تهران: آهنگی دیگر، 1382
 
 
 
 
 
 
 
 
کلیپ برف نو، روانبخش صادقی
شعر و صدای احمد شاملو، موسیقی کیتارو

نظرها

دلم خوش است به برف... دلم خوش است به رد پايی که تا نزديکی خانه مان آمده و برگشته ... دلم خوش است ... شايد جای پايش باشد ... هر چند می دانم هرگز رقبت نکرده بداند ... کدام يک از خانه های زير اين آسمان ... خانه ماست ...


وقتی برف می بارد
شهرمان برای قدم زدن های شانه به شانه
جا کم می آورد
امان از شيطنت چترهای هميشه باز!
ـــــــــــــــــــــــــــــ
همه چيز همه جا دو وجه دارد
خوب و بد!
لذت برف بازی کودکان
يا قطعی آب و برقمان!!!


سالها پیش
پدر برای هر چهار فرزند خود
چهار کاج زيبا
در چهار گوشه باغچه حياطمان کاشته بود .
از آن کاج ها
تنها يکی به آسمان رسيد .
...
...
باور نمی کنی سارا
قبل از خالی کردن برفهای سقف خانه قدیمی مان
کاج را سبک کردم .
بارها و بارها .


دگر باران نمی بارد .... دگر عشقم نمی آی.... دگر روحم نمی پايد....خدايم سخت و سنگين است!





spoonful41.jpg

Lovin' Spoonful

Do you believe in magic

Believe in the magic of rock and roll





برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.