février 16, 2005 | چهارشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۳

دوستت دارم

به تو خواهم گفت
در آواز گنجشکی کنار پنجره‌ات
در نگاه گربه‌ای که برایش شیر می‌گذاری
یا پینه دوزی که از کاهویت پرمی‌کشد می‌رود

دوباره پیدایت خواهم کرد

به تو خواهم گفت


دسته: ( نه چندان شاعرانه )

نظرها

دستهء پر از احساس شاعرانه!
به يافتنش ايمان داری زيبايم؟؟
آری پيدايش خواهی کرد
با نشانه هايی که از او داري
حتما او را خواهی يافت
اما آيا
به «تو» ماندش نيز ايمان داری؟!


از پشت عينک دودی
آفتاب ، دست نخورده باقيست !
دودمان دستت
به چیدن می رسد
یا نچیدن ...
و پشت در پشت
مسئله اين است :
آيا مرا دوست داری ؟
( از يک دوست شاعر )


راست می گويد آناتول فرانس

Les poètes nous aident à aimer


وبلاگ زیبایی دارید .
به سایت ما سری بزنید و به کارگاه های شعر و داستان و ترجمه ...
منتظر کارهای زیبای شما...
SHAHRAM BOSHRA ph.D


سلام......خيلی زيبا بود......شاد باشی...


به قول آسمان پر از احساس شاعرانه بود !





Labyrinth.jpg







برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.