December 31, 2004 | جمعه ۱۱ دی ۱۳۸۳

دو فاصله کوتاه

یک

فاصله را تو یادم دادی
وقتی با لبخند
دور شدی از من
عکاس بهتر از ما فاصله را می‌فهمید
تو در عکس نیستی
فاصله یعنی تو

دو

اما... اگر... شاید
اما گناه من نبود
اگر تو را برای من ننوشتند
شاید من اشتباه کردم
اما اگر شاید نبود
حتما گناه من نبود
تو را با فاصله         برای من نوشتند

فریاد شیری
آغوش من از سفر پر است
نشر نیم نگاه،1380

_"اما... اگر... شاید" برای تاکید ایتالیک شده، اما در متن کتاب ساده نوشته شده است.

نظرها

هانری کارتیه برسون می گوید: « عکاسی يعنی با يک تير فکر و نگاه و قلب را با هم زدن! »
عکاس بهتر از ما فاصله را می‌فهمد
تو و من و فاصله
يک تير و سه نشان!!!


salam , kheyli webloge khoshgeli dari , ham jomlehat ghashng bod ham ghalebet khoshhal misham be webloge man ham sar bezani , ya ali


می گفت دایره ء عشق ما بزرگتر از آن است که هيچ فاصله ای از آن خارج باشد .
اون موقع حرفش را باور کردم ولی حالا می شود گفت :
ببين ببين
خط ممتد فاصله
چه طولانی ست
دايره های عشق ما
محو و ميرنده
پیر می شوند


salAm Sara jAn,

I am asking you because you have a hand in the pot of Iran's today generation of youngs and teenagers and the not-so-youngs ;) and you might eventually provide me with a meaningful answer as I cannot discover it on my own.

Here is the question:

Is this true that romantism is back and many are using it to simply convey their feelings of everyday?

Is the lack of epic kind of poetry or literature real?

Are nice and beautiful words and phrases are used merely to show what everyone else already knows?

I am not criticising or anything, I am dead serious and curious to see and learn what is going on in today's generation, and if I am more ambitions, to know why?

Thanks for any kind of insight you might provide me with.

Once again, the year is changing and I don't feel good about it, one more time people of the earth are moaning over their deads and I can do nothing absolutely nothing about it.

There should be reasons for that, right???

Thanks as usual,
m&m


PS: I am so obsolete :) but isnt there any more discussion about styles and forms in poetry? Is _any_ thing today accepted as a poem if it is written in pieces and different lines? Darn, I miss the old good new-poems ;)


سارای عزيزم،نمی دونم چی بگم. عالی بود.


انتخاب زيبا بود .


(m&m)عزیز،
لطفا فارسی بنویسید با یک اسم .
ممنون.


سارای عزيز ٬ اميدوارم مرا برای اين فضولی ببخشی ولی سعی کردم ترجمه ای مستقيمی از سئوال های ام ام بنويسم :
ام ام :

من برای این از تو سئوال میکنم چون میدانم که تو دستی بر شعر امروز نسل جوان ایران داری و میتوانی جواب سئوال مرا بدهی . سئوالی که من نمی توانم خودم جواب آنرا پیدا کنم .
سئوال این است :
آیا این حقیقت دارد که رمانتیسم ( احساس گرایی) دوباره بازگشته و خیلی از افراد به سادگی احساس های روزمره خویش را بیان می کنند ( در شعر هایشان )؟
آیا این فقدان شعر حماسی یا ادبیات واقع گرا نیست ؟
آیا تنها بکار بردن کلمات و عبارات زیبا و دل انگیز برای نشان دادن چیزهایی که همه هم میدانند کفایت میکند ؟
من انتقادی نمی کنم یا چیزی ولی بطور جدی و از سر کنجکاوی میخواهم یاد بگیرم و بدانم نسل امروز را چه میشود ؟ و آرزو دارم بدانم چرا ؟ تشکر میکنم از هر دیدگاهی که بتوانی به من بدهی
دوباره بگم سال دارد عوض میشود و من احساس خوبی به آن ندارم یکبار دیگر مردم کره زمین به ناله و زاری بر سر مردگان خویش مشغولند و من کاری مطلقا هیچ کاری از دستم ساخته نیست .
حتما علتی برای آن هست. درسته ؟
ممنون مثل همیشه
ام ام


اوخ اوخ پی اس يادم رفت :

من خیلی جدا افتاده ام . اما آیا بحث هایی هنوز برای فرم و استیل شعر در ایران صورت میگیرد ؟ آیا همه چیز اگر با عبارت های مجزا و در خط های جدا نوشته شود به عنوان شعر به حساب می آید و مقبول می افتد ؟
وای.... من دلم برای آن شعر های نوی گذشته تنگ شده است !


يک...دو
عکست روبروی من است
درست همين جا
چقدر جايم کنارت خاليست!
افسوس که مرا آنجا هم راه نداده ای
يک...دو
تنها به فاصلهء يک لبخند
(جای عکاسمان خاليست!pinkfilm


site faranseyetan ra edame dahid , az yek ja bayad shoru shavad


سلام سارای عزيز... دلم برای شعرهايت تنگ ميشود؛ همانقدر که برای خودم... همانقدر که برای فرشته ۱ ساله ام...(فرشته ۱ ساله ام سگی است بينهايت مهربان و بيتوقع؛ برايم بسيار عزيز است و بسیار دوستش دارم.) در ميان اينهمه کلمه جای «ای کاش» را خالی ميبينم... برايت بهترينها را آرزو ميکنم... آرزوی محاليست اما آرزو ميکنم هميشه شاد باشی و غم نهفته در شعرهايت را روزی شادی آشکاری در آنها ببينم... سبز باشی...


حالا نمی دانم از کی اين طور شده...؟


شعرمردان خيابانی رودروبلاگ کاووشی درشن خوندم . اشعارتون هم دراينچا بوی تازه گی ميده! تازه گی که شايسته نسل جوان هست ! خوش بنويسی و موفق!


خیلی زیبا بود


هميشه ساده نوشتن زيباست...


من چه می توانم بگويم
وقتی تمام عکسهايم از تو ، لبريز می شود.
وقتی دوربينم بی اختيار فاصله لبخندهای ترا تنظيم می کند .
گفته بودم : تو هيچ را می آرائی .
باز می گويم ، فاصله هيچ ، تا هيچ را ، تنها تو می توانی پر کنی .
ت ن ه ا ........... ت و


زیستن عزیز

سپاس از ترجمتان.

I wish I could have typed in Farsi but then I might never had written anything.

Hope you do not mind too much Sarah.

دوستدار شما :

منوچهر

PS: Still looking forward to some answers or so ;)


همیشه به پاگرد که می رسم نفس نفس می زنم...

يا بهتر بگويمتان؛

به نفس نفس که می افتم،
سر از «پاگرد» در می آورم!
- عادت است دیگر! -

گاهی...
دقیقه ای می مانم،
نفسی تازه می کنم،
سرم پر از شعر می شود!
دامنم پر از آن «سیب»ی که سهراب نوشت!!
بعد...
راهم را می گیرم و می روم
شادِ شاد!

گاهی دیگر اما...
...
اصلاً نمی دانم! فراموشش کن!

نمی شد اينجا
هرگز
چیزی به جز شعر نبود؟!!


منوچهر عزيز گله ای از شما : سارا خانم اشاره کرده بود به نامی و نشانی . گمان نکنم حداقل گذاشتن ای ميل آنقدر ها سخت باشد . اطمينان دارم سارای عزيز به سئوال شما پاسخ خواهند داد . من اول خواستم از خودت اجازه بگيرم برای ترجمه ولی آدرسی در کار نبود .


ديبا عزيز و گرامی
حکما که منظورت منم . حق با شماست . شرمنده از فضولی بيجا . از من ديگر خفه خون مرگ !


salAm Ziestan-e gerAmy,

1. Sarah email-e marA dArad


2. agar tamAyol dAried lotfan az ou bekhAhied to An rA be shomA bedahad, hich moshkeliy az taraf-e man nakhAhad bood.

3. zemnan, tarjemo shomA besyAr delnashin bood, sepAS.

4. Sarah midAnad ke daghdagh-e man bieshtar keyfiyyat-e ash'Ar miebAshad. mohtavAy-e ash'Ar An dalilie khAhad bood ke yek kas be in site beyAyad va di garie be site diegar ravad. be tAzeg-e motta'le shodam ke AghAy-e Atashi ketAbie dar khosoos-e ash'Ar-e nima va shamlou chAp kard-e be vizhe dar artebAt bA tallaghyy-e shamlou az she'r va pAy bandi-e ou be osool-e khyshtan. az AnjAy-e k-e be nazar-e man AghAy-e Atashi moshkelAt-e omd-e iy dar artebAt bA she'r-e no dArad, motmaen niestam ke ketAbeshAn ham chandAn manteghiy va ghAbel-e estenAd bAshad ma'zAlek didan-e hamchin ketAbie khod delgarm konand-e ast cherA k-e agar afsAr-e soroodan-e ash'Ar-e no be khosoos yal-e ravad, khodA miedAnad k-e che chizhA be asm-e sh'er no be khord-e mardom dAd-e na-shavad ;)

pAydAr bAshied,
m&m


I forgot to say that due to the never ending volley of spams, I hesitate to let me email be available on any sites specially with the email-searcher little programs that extract emails from webpages and use them or sell them, hope that explains why I do't leave an email.


ادرس وب فرانسه را گم ردم. بگونه ای يا مستقيم برايم بنويسيد يا در بلاگتان بگذاريد سپاس گذار ميشوم . با سپاس


به فاصلهء يک لبخند
۱...۲
فاصله را زیاد کرده ای


سپاس از همه...
مخصوصا دیبا ،
من چیزی نمی توانم بگویم !
شعر تنها است...
سخت زنده می ماند...
همه راه نفسش را می بندیم...
شعر در وضیعت خاصی رشد می کند...
....آزادی!...
...فاصله زیاد است !...
...عکاس می فهمد !...
و دیگر چه بگویم ...