Powered by:
Movable Type 2.64
Gardoon.net

desighn By:
Ayene

décembre 29, 2004 | چهارشنبه، 9 دیماه 1383

 
 
چرا ساعت روی شب مانده؟

باران!
کجایی!
_نگفته بودم اسم دخترم را؟_

باران!
مادر!
وقت شیرت شده
_بی‌تابم_

باران،
جان دل!
روی تختش نیست
عجب!
_اسباب‌بازی‌هایش را جمع کرده_

باران!
باران!

روی آینه یادداشتی است:

می‌روم دانشکده
دیر بر می‌گردم مادر
جان باران آرام باش!
جان باران زود بخواب!