پاییز هیچ حرف تازهای برای گفتن ندارد
با این همه
از منبر بلند باد
بالا که میرود
درختها چه زود به گریه میافتند!!
(حافظ موسوی)
سطرهای پنهانی، نشر سالی، بهار1378
نظرها
سارای عزيزم سلام.
اميدوارم خوب باشی. دلم می خواست باهات حرف بزنم
مواظب خودت باش/
خانم نسرين عزيز
کسی دیگر زحمت این عکس را کشیده
که نامش را نمی دانم ، آقای آرش عاشوری نیا هم زحمت انتخاب و ...را کشیده اند،
...
من چیزی دارم بگویم !
اگر دوستش دارید، استفاده کنید اما کاش
اسم عکاس را می دانستیم.
با سلام
خانم محمدی ضمن عرض تبريک به خاطر شعرهای زيبايتان
می خواستم از شما کسب کرده و از عکس بسيار زيبای اين وب نوشت استفاده کنم
در صورت امکان اين عکس را ميخواستم در اورکات به عنوان عکس خودم استفاده کنم
خواهشمنداست نظر خودتان را بفرماييد
نسرين
من چه جوری از تو سرچ گوگل به اينجا سر در آوردم...!!!
سلام.چه تصادف جالبی.ديشب داشتم اين کتاب شعر را می خواندم.
سلام اگه ميشه به آدرس من هم يه سر بزن و به من کمک کن مرسی
و این روزهای آخر دیگر بوی پاییز نمی دهند...بگذار بگذرد...
اول يکی دو خاطره٬ تک و توکی آدم
بعد ٬ آرام آرام
اضافه می شود بر جمعیت مرده هایی که در آفتاب نشسته اند
و تو به حیرت می گویی:
آه٬ چه مرده های زیبایی!
و من به گریه فکر می کنم که مبادا...
اول يکی دو قطره اشک٬ تک و توکی هق هق
بعد ٬ آرام آرام
راه گلو بند می آید با بغضهای بیشمار
و تو به حیرت می گویی:
آه٬ چه بارانی می بارد بر خانه های گلی!
اول هیچ نمی گویم
بعد٬ آرام آرام
زیر باران
خیس می شوم.
حافظ موسوی
شعرهای جمهوری
امسال پاييز انگار زودتر تمام شد
برگ ها چه زود ناله می کند.
خدا چه زود گريه اش ميگيرد
و تو چه راحت می شکنی!
تمامش کن خدا
بهار را بياور
سارای عزيزم سلام.
اميدوارم خوب باشی. دلم می خواست باهات حرف بزنم
مواظب خودت باش/
خانم نسرين عزيز
کسی دیگر زحمت این عکس را کشیده
که نامش را نمی دانم ، آقای آرش عاشوری نیا هم زحمت انتخاب و ...را کشیده اند،
...
من چیزی دارم بگویم !
اگر دوستش دارید، استفاده کنید اما کاش
اسم عکاس را می دانستیم.
با سلام
خانم محمدی ضمن عرض تبريک به خاطر شعرهای زيبايتان
می خواستم از شما کسب کرده و از عکس بسيار زيبای اين وب نوشت استفاده کنم
در صورت امکان اين عکس را ميخواستم در اورکات به عنوان عکس خودم استفاده کنم
خواهشمنداست نظر خودتان را بفرماييد
نسرين
من چه جوری از تو سرچ گوگل به اينجا سر در آوردم...!!!
سلام.چه تصادف جالبی.ديشب داشتم اين کتاب شعر را می خواندم.
سلام اگه ميشه به آدرس من هم يه سر بزن و به من کمک کن مرسی
و این روزهای آخر دیگر بوی پاییز نمی دهند...بگذار بگذرد...
اول يکی دو خاطره٬ تک و توکی آدم
بعد ٬ آرام آرام
اضافه می شود بر جمعیت مرده هایی که در آفتاب نشسته اند
و تو به حیرت می گویی:
آه٬ چه مرده های زیبایی!
و من به گریه فکر می کنم که مبادا...
اول يکی دو قطره اشک٬ تک و توکی هق هق
بعد ٬ آرام آرام
راه گلو بند می آید با بغضهای بیشمار
و تو به حیرت می گویی:
آه٬ چه بارانی می بارد بر خانه های گلی!
اول هیچ نمی گویم
بعد٬ آرام آرام
زیر باران
خیس می شوم.
حافظ موسوی
شعرهای جمهوری
امسال پاييز انگار زودتر تمام شد
برگ ها چه زود ناله می کند.
خدا چه زود گريه اش ميگيرد
و تو چه راحت می شکنی!
تمامش کن خدا
بهار را بياور