ای که منظور ببینی و تأمل نکنی
گر تو را قوت این هست مرا امکان نیست
درد دل با تو همان به که نگوید درویش
ای برادر که تو را درد دلی پنهان نیست
(سعدی)
همه جا هستند
در ادرارهها
دانشگاهها
وزارتخانهها
دادگاهها
کارت که گیرمیافتد
پیدا میشوند
از چراغ جادو آرام و بیصدا بیرون میآیند
گاهی یک شماره تلفن کنار چک پول
گاهی دست بچهات را میکشی
بروی پی کارت
کسی پایش را لای در رحمت میگذارد
و صدایش را شبیه
پرپر زدن فرشتهها میکند
همه جا هستند
خیلی هم نگران هستند
نگران زیاد شدن زنان خیابانی
نظرها
همه جا هستند و من سنگينی ی نگاه اشان را آن وقت که می خواهم ببوسم ات حس می کنم... بگو بروند... لااقل گاهی...
به اندازه تموم روزايی که نيومدم خوندمشون...موفق باشی...
قوی و گزنده بود
موفق باشی سارا جان
---
علی
سلام خانم سارا . سسلام آقای آرش . سلام و درود و هزار درود... من از پيگيران شما هستم ٬ ۲ يا ۳ سالی ميشود. گهگاهی در تماس بوده ام و گهگاهی نبوده ام و گم و گور شده ام. چه ميکنيد شما ! عاليه ! هميشه لذت برده ام. هميشه حس خوبی به من ميدهيد و تازه ترم می کنيد.
پاينده باشيد و ممتد...استوار باشيد و در پناهش!
بهم چسبيد ! همچين داغ :)
زدی تو خال سارا!
سلام ...............بعضی اوقات از اسم مرد حالم بد میشه ............ولی زیبا نوشتی آخه باید یکی به فکر این مردهای خیابانی باشه.........مگه نه؟ تنها زن که خیابانی نمیشه
زيبا بود مهربون .
مثله هميشه .
گلدونه
همه جا هستند و دلم میگیرد... از جنس من و تو اند... در اين ميان؛ من کجايم ؟ تو کجايی ؟ ما کجاييم؟
وای می دونی وبلاگت رو باز کردم ياد چی افتادم؟
اون کارتون ژاپنيه که يه پيرزن و پيرمرد طمعکار يه زن رو گير می ندازن که هی براشون پارچه ببافه و آخرش زنه قو می شه و ميميره.
خيلی دوستش داشتم.
همه جا هستند ...و ديوانه می شوی از تصور آنکه صدای به ناگهان مهربان شده و حرف های مشمئزشان را بشنود...ديوانه می شوم
تا هستيم...حضورشان به ما بسته است....اگر نباشيم....چه بر سرشان می آيد....؟
هميشه اينجا ميمام...هميشه....و اعتراف می کنم که اينبار چشم قبل از گوش عاشق شد....بيکران آرزوهای خوش برای تو که سزاواری....پيشم بيا.....
...وای ...شاهکار بود اون دختری که قو شد !
خيلی لطيف!
عجب موسيقی يی!! شاهکاره!
من هم اعتقاد دارم تا خريداری نباشه فروشنده ای هم نيست . . . اگر روزی اين کلمه مردان خيابانی هم مثل زنان خيابانی وقيح و عام بشه شايد يه کم ظاهر رو حفظ کنند! همين والا درست که نميشن!
سارا...
می دونی تو نوشته هات صدای پر زدن پروانه مياد؟
همه جا هستند و من سنگينی ی نگاه اشان را آن وقت که می خواهم ببوسم ات حس می کنم... بگو بروند... لااقل گاهی...
به اندازه تموم روزايی که نيومدم خوندمشون...موفق باشی...
قوی و گزنده بود
موفق باشی سارا جان
---
علی
سلام خانم سارا . سسلام آقای آرش . سلام و درود و هزار درود... من از پيگيران شما هستم ٬ ۲ يا ۳ سالی ميشود. گهگاهی در تماس بوده ام و گهگاهی نبوده ام و گم و گور شده ام. چه ميکنيد شما ! عاليه ! هميشه لذت برده ام. هميشه حس خوبی به من ميدهيد و تازه ترم می کنيد.
پاينده باشيد و ممتد...استوار باشيد و در پناهش!
بهم چسبيد ! همچين داغ :)
زدی تو خال سارا!
سلام ...............بعضی اوقات از اسم مرد حالم بد میشه ............ولی زیبا نوشتی آخه باید یکی به فکر این مردهای خیابانی باشه.........مگه نه؟ تنها زن که خیابانی نمیشه
زيبا بود مهربون .
مثله هميشه .
گلدونه
همه جا هستند و دلم میگیرد... از جنس من و تو اند... در اين ميان؛ من کجايم ؟ تو کجايی ؟ ما کجاييم؟
وای می دونی وبلاگت رو باز کردم ياد چی افتادم؟
اون کارتون ژاپنيه که يه پيرزن و پيرمرد طمعکار يه زن رو گير می ندازن که هی براشون پارچه ببافه و آخرش زنه قو می شه و ميميره.
خيلی دوستش داشتم.
همه جا هستند ...و ديوانه می شوی از تصور آنکه صدای به ناگهان مهربان شده و حرف های مشمئزشان را بشنود...ديوانه می شوم
تا هستيم...حضورشان به ما بسته است....اگر نباشيم....چه بر سرشان می آيد....؟
هميشه اينجا ميمام...هميشه....و اعتراف می کنم که اينبار چشم قبل از گوش عاشق شد....بيکران آرزوهای خوش برای تو که سزاواری....پيشم بيا.....
...وای ...شاهکار بود اون دختری که قو شد !
خيلی لطيف!
عجب موسيقی يی!! شاهکاره!
من هم اعتقاد دارم تا خريداری نباشه فروشنده ای هم نيست . . . اگر روزی اين کلمه مردان خيابانی هم مثل زنان خيابانی وقيح و عام بشه شايد يه کم ظاهر رو حفظ کنند! همين والا درست که نميشن!
سارا...
می دونی تو نوشته هات صدای پر زدن پروانه مياد؟