Powered by:
Movable Type 2.64
Gardoon.net

desighn By:
Ayene

novembre 17, 2004 | چهارشنبه، 27 آبانماه 1383

 
 
بردند او را

بردند او را
گیس‌کشان
از پیش چشم من.
و کاری از دستم ساخته نبود.

دوره‌اش کردند،
تنگش گرفتند،
بی‌کلامی عاشقانه
و کاری از من ساخته نبود.

دیدمش
جان دادنش را
و تن دادنش را
عریان و غمگین
هن و هنش را شنیدم
و ضجه‌هاش را.

گیسش را بریدند
و باز رهاش نکردند
و کاری
از من
ساخته
نبود.

این هرزه‌ی معصوم
که
شبانروز می‌پلکد لای دست و پای ما
میهن من است،
میهن من -که بی‌بیضه‌ترین مرد زمینم-
و کاری از من ساخته نیست.


آسیه امینی

مجموعه شعر
هی ...تو که رفته‌ای
چاپ اول 1382
انتشارات آهنگ دیگر