novembre 17, 2004 | چهارشنبه ۲۷ آبان ۱۳۸۳

بردند او را

بردند او را
گیس‌کشان
از پیش چشم من.
و کاری از دستم ساخته نبود.

دوره‌اش کردند،
تنگش گرفتند،
بی‌کلامی عاشقانه
و کاری از من ساخته نبود.

دیدمش
جان دادنش را
و تن دادنش را
عریان و غمگین
هن و هنش را شنیدم
و ضجه‌هاش را.

گیسش را بریدند
و باز رهاش نکردند
و کاری
از من
ساخته
نبود.

این هرزه‌ی معصوم
که
شبانروز می‌پلکد لای دست و پای ما
میهن من است،
میهن من -که بی‌بیضه‌ترین مرد زمینم-
و کاری از من ساخته نیست.


آسیه امینی

مجموعه شعر
هی ...تو که رفته‌ای
چاپ اول 1382
انتشارات آهنگ دیگر

نظرها

اين يکی بدجوری چسبيد!



عاطفه فقط شانزده سال داشت
وقتی با خونش لکه جدیدی گذاشت
بر «ردای شوم قاضیان»
تاریخ است که تکرار می شود!
تاریخ!!!
با این همه کاری از تو ساخته است، اگر تسلیم نباشی.
قانون را که در قهوه خانه های شهر نمی نويسند!
میهنِ عاطفه های شانزده ساله؛
«خانه دولت و ملت»ش از آنِ تو ست،
نه از آنِ بی بیضه ترین مردان عالم!!


کاری از او ساخته نيست٬
کاری از من ساخته نيست٬
ما اما باید بگوییم بدانیم بخوانیم
در همان شهر کوچک جايی هست
که برق تهران و چند شهر ديگر را تامين می کند.
این بی‌بیضه‌ترین مردان دنیا روزی چون دریای روبرو
طوفان خواهند کرد
کلید ها را خاموش میکنند
شیر ها را خواهند بست
و بساط جنایت و ظلم را در هم خواهند پیچید.


من ساکت ترين دختر زمين نيستم....


‌فقط سه قطره خون ...


بايد برخيزیم .
حتی درختهای ميهن به تاراج رفته مان نيز به پای خود
سايه نمی اندازند .
بايد برخيزيم .


غوغا کرده ای دختر.
هر بار که ميآيم و زبانم از نوشتن کوتاه است نوشته ای به نوشته هايت اضافه کرده ای
هيف که سرم قدری پر فکر است
وگر نه دوست داشتم همراهيت ميکردم...


حيف که تنها يک حرف در ميانه نبود
؛آزادی؛
ما نگفتيم
تو تصويرش کن


می خرم کتابش را


سپیده دمان را می جست و سپیده دمان نبود ... چهره واقعی خود را می جست و مجازش یکسر سرگردان کرد ... جسم زیبایی خود را می جست ==> رگ بگشوده خود را یافت

مرسی از این همه سلیقه به ما هم سر بزن


سلام. مي دونم شايد ربطي نداره ولي قالب وبلاگت خيلي خوشگله. يه جورائي به ادم ارامش مي ده مخصوصا وقتي با اين اهنگ همراه مي شه.


هر روز سر می زنم،بسيار زيبا بود.موفق باشيد


اين آهنگ خاطره داره ...
اين آهنگ خاطره داره ...
اين آهنگ خاطره داره ...


سلام
مرسی از این که به شعر من لینک دادین و مرسی از همه کسانی که براش چیزی نوشتن.از خورشید خانوم عزیز هم که شما رو به من نشون داد ممنونم.روزگار خوشی داشته باشین.



در اینکه متنهای ادبی که مینویسی خیلی قشنگن شکی نیست.... فقط یه سوال دارم .... سایت آینه چرا آپ دیت نمیشه؟ یه زمانی هر 15 روز یک بار گردگیری می شد ولی الان نه.... چرا؟؟؟؟


دیر زمانیست سرزمين من به اين رسم عادت کرده است ...


سلام/وبلاگ قشنگي داريد/همراه با مطالب جالب/موفق باشي


سلام ،جداً شعر زيبايي بود ...
لذت بردم
موفق باشي


سلام
من از ۳سال پيش تا حالا مدام به سايته آينه سر ميزدم و منتظر گردگيريتون بودم من با سايتتون زندگی کردم با آزاديش تا امروز تو گوگل ديدمتون از آينه تهش!بد که خوندم مطمئن شدم.چرا آينه رو ول کردين؟!راستی به آرش سلام برسونين.





Labyrinth.jpg

ساروشکا

درسته آهنگ




برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.