سیگار روشنت را در جنگل خشک و آشفتهی من انداختی
بعد
پرسیدی "مزاحمتان که نشدم؟"
خندیدم "نه! اصلا"
مگر سيگار ميکشيدم؟ قلبم بود که گداخته شد
اين مردم آزاری ها که مردم آزاری نيست
بغضم تاب نیاورد و اشک هایم گونه هایم را سر خوردند
پرسیدی چیزی شده ؟
به جوانی ام فکر کردم و همه ی سالهایی که برای تو در جنگل دلم نهال کاشتم
دریغ دریغ که اکنون جز جند شاخه ی پوسیده چیزی پیدا نمی شود
دریغ دریغ ... ...
-------------------------- علی ن
مثل هميشه...
و می دانی که من آمار تمام ته مانده های سیگارت را دارم . این روزها بیشتر از یک پاکت سیگار میکشی !!
):(:):
خيلي قشنگه- همه نوشته هات قشنگه اما قشنگتر از همه راه انداختن آينه است
دوباره بسازيدش. ما منتظريم
و من اينجا تنها نشسته ام هنوز و به لبخندی تلخ شايد می انديشم در جواب سوال تاريک و سوزان تو
سلام واقعا دستت درد نکن خيلی قشنگ بود اگه تونستی يه سر به وبلاگ ما هم بزن ممنون
کهکشان عشق
Dmitri Shostakovich
روایت بیخوابی
تاسیان
رنگی میشوید
علی مسعودینیا
Chopin waltz
مگر سيگار ميکشيدم؟
قلبم بود که گداخته شد
اين مردم آزاری ها که مردم آزاری نيست
پرسیدی
"مزاحمتان که نشدم؟"
بغضم تاب نیاورد
و اشک هایم
گونه هایم را سر خوردند
پرسیدی چیزی شده ؟
به جوانی ام فکر کردم
و همه ی سالهایی
که برای تو در جنگل دلم
نهال کاشتم
دریغ
دریغ که اکنون
جز جند شاخه ی پوسیده
چیزی پیدا نمی شود
دریغ
دریغ
...
...
--------------------------
علی ن
مثل هميشه...
و می دانی که من آمار تمام ته مانده های سیگارت را دارم . این روزها بیشتر از یک پاکت سیگار میکشی !!
):(:):
خيلي قشنگه-
همه نوشته هات قشنگه
اما قشنگتر از همه راه انداختن آينه است
دوباره بسازيدش. ما منتظريم
و من اينجا تنها نشسته ام هنوز و به لبخندی تلخ شايد می انديشم در جواب سوال تاريک و سوزان تو
سلام واقعا دستت درد نکن خيلی قشنگ بود اگه تونستی يه سر به وبلاگ ما هم بزن
ممنون