juin 19, 2004 | شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۳

...

من از شما سپاسگزارم
دستانم را سبز کردید

هیچ وقت
هیچ کس
این همه مرا جدی نگرفت
که شما
بعد از ظهر جمعه در آن پارک

مرا درختی خواندید
و به بازی راهم دادید

آه گنجشک های عزیز!
آیا یکبار دیگر
بر شانه ام خواهید نشست؟

نظرها

باش تا صبح دولتت بدمد
کین هنوز از کرامت سحر است.

بر شانه هایت خواهند نشست
بر شانه هایشان ترا خواهند نشانید

راز دار خلق اگر باشی ٬ همیشه زنده ای !


و آنگاه از پنجره آمد زشت ترين مرد شهر و مرا به جای عشقش در آغوش گرفت و بوسيد ... چقدر احساس بدی بود.



j'adore ici!!!!!!


دلم گرفته بود
به سراغ تو آمدم.


زيبا...زيباتر و...


واقعا گاهی اوقات فکرات خيلی زيباست . دستت درد نکنه.


اين همه شعر ... !!
از کجا می آوريشان ؟ !!


دلم ميخواهد من هم از يکی سپاسگزار باشم ... تنهايم مگذار




لطيف مثل شعر. محزون مثل سارای ترنم محزون


زاويه نگاه شما واقعا تحسين برانگيز است
در شعر هایتان از عنصر غافلگیری هم بخوبی استفاده میکنید همانطور که قبلا هم گفته بودم به سبک ریتسوس شعر میگید و به حق میشه شما رو یانیس ریتسوس ایران نامید


So soft and delicate, like always......


وای ! چه رويايی و غم انگيز:(


آنقدر وبلاگت زیباست که زبانم بند آمده! و شعرهایت زیبایی وبلاگ را چند برابر کرده.





spoonful41.jpg

Lovin' Spoonful

Do you believe in magic

Believe in the magic of rock and roll





برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.