mai 07, 2004 | جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۳
پشت درها
آواره در راه پله ها
ممکن است گرسنه مانده باشی
بدتر از آن سردت هم باشد
اما
اگر فکر کنی
خیال کنی حتی
کسی آن سر دنیا
شاید که دوستت دارد
-گر چه اصلا هم به یادت نباشد-
روی یک پادری نازک
توی پاگرد خوابیدن
کار سختی نیست
бессонница
أرق
insomnio
slaplooshed
l'insomnie
insomnia
بیخوابی
失眠
uykusuzluk
.
.
.
برای نشر دوبارهی نوشتهها و عکسهایم با من حرف بزنید.
:)
تحسین برانگیز هستید...و البته باهوش و حساس...موفق باشی دوست من...
یه موقعی برو بیایی داشتی ! روی این پادری جا برای قریبه ها هم هست ؟
اينجا براي غريبه ها هم جا هست چه برسه به قريبه ها.....
شصت
وای///چه شعرای قشنگی...چه روحيه ی ملايمی داری....اینجا هم واقعا خوشگله...
خیلی زیباست. من شعر تو را تجربه کرده ام!