avril 15, 2004 | پنجشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۸۳

بدن بودن

badan.gif

هوایی است امروز !

نظرها

چه دختر ناز و سبکبالی! خانوم شما کبوتر هستین؟ فکر کنم خودت کشيدی ...
هر چی هست خيلی ماهه



من تنم... من يک تنم... سرشار از عشق تن بودن... در آغوش تو... در تن تو...


مرز ميان دوست داشتن و عاشق بودن چيست ؟ چرا نمی توان عاشق تمام کسانی بود که دوستشان داری ؟


من قلم خوبی ندارم که برات پيام زيبا بذارم . ... فقط میتونم بگم زیبا بود


يه جورائی خسته م . شايد بخاطر اينه که پلکان ذهنم پاگردی نداشت . نميدونی کامنتت چقدر آرومم کرد.


کاش امروز آن روز نبود که به عشق بخندم!!!پس لبخندت کجاست؟


خوشا نظر بازيا که تو آغاز می کنی ...


فکر کردی که من اینقدر کوچولو ام که نمی فهمم تو کی هستی. نه خیر. می رم به همه بچه ها می گم.
به همه می گم که تو از یه سیاره دیگه اومدی. تازه کی می دونه؟ شایدم فرشته باشی.
تازه مدرک هم دارم. همون عکسی که خودت کشيدی. اين عکس آدم نيست که.
نوشته هات هم تازه مدرکه. آدما که از این چیزا نمی نویسن.
من میرم به همه می گم.


زیبا بود!


آبيت ؛ سبزگونه باد.


سلام
من براي اولين بار به سايت شما اومدم
بسيا زيبا و باشكوه هم شعر هاي شما و هم طراحی سایت شما دوست دارم يكي از طراحي هايم را به شما تقديم كنم اگر دوست دوست داشتيد با من تماس بگيريد
زيبا بود زيبا


اگر که ديروزی نبود...
گاه شايد تا سالها هيچ نميگفتيم.
امروزت رنگ دير و دیروز گرفته.






бессонница

أرق

insomnio

slaplooshed

l'insomnie

insomnia

بی‌خوابی

失眠

uykusuzluk

. . .




برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.