Powered by:
Movable Type 2.64
Gardoon.net

desighn By:
Ayene

avril 11, 2004 | یکشنبه، 23 فروردینماه 1383

 
 
کارگران مشغول کارند!

آبی کم رنگ می شود
کم رنگ تر می شود
کوه در مه فرو می رود
آرام آرام باران می گیرد
گونه هایم خیس است

به چهارراه نگاه می کنم
تو رفته ای
سگی آن طرف پیاده رو خود را می لیسد
زباله ای از طبقه دوم پرت شد
پیرمردی که از توالت عمومی آمده
با دکمه شلوارش کلنجار می رود

ساده است فهمیدن اینکه
آدمی می تواند
در چهارراهی تمام شود

همین حالا
پیرمرد دکمه اش را بست
باران تند شده

باید راه افتاد
نه به خاطر مبارزه ای بی امان
با سرنوشت یا بدی ها یا هر چه

آخر
آدم خیس که بشود
صدایش می گیرد
یکی دو آواز قشنگ بلدم
فردا سپیده دمان
دوست دارم بخوانمشان.