mars 31, 2004 | چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۸۳
مات

هر جا سر بزند
بر روی تمام خاک ها ، خشکی ها
دنبال می گردد فرزندت
... مرهمی، پمادی، روغنی
خوب می شود آیا
دست های خشکت ؟
چیز دیگری هست اما
که سال ها از ساحل این دست ها
کیش شده
عشق.
бессонница
أرق
insomnio
slaplooshed
l'insomnie
insomnia
بیخوابی
失眠
uykusuzluk
.
.
.
برای نشر دوبارهی نوشتهها و عکسهایم با من حرف بزنید.
سلام دوست خوبم ::وبلاگ بسیارجالب و زيبايی دارين در ضمن نوشته هاتون هم عاليه :: اميدوارم از این به بعد بيشتر با هم در ارتباط باشيم :: شاد باشيد ...
اينجا در عين سادگی زيباست!...موفق باشيد!
...
بعضی وقتا اينجا پرتم می کنه به يه جای خيلی دور. برای همينه که دوسش دارم. دلم برات تنگ شد يهويی ساعت 5 صبح!
ghashng bood..
ای کاش در حد کيش بماند!
امروز اينجا رو پيدا کردم و از اين کشف خيلی خوشحالم! روح زيبايی داری
سلام.از آشناییتون خوشبختم.از دوست داران آینه هستم.آوای این دفعه محشر بود.تبریک
نميدانم ..................ميدانی؟
يادم آمد
شايد گاهی
نميدانم که ميدانی
سلام . زيبا بود . خسته نباشيد . از اينکه سر زدين ، ممنون . شما امر کنين ، عيدی که قابل شما رو نداره .
نه تنها غشق که بودن که زندگی کردن که شادی که شور که انسان بودن و انسان زيستن از دستهايمان از وجودمان از دنيای ايرانی مان رخت بربسته . شاد زی ای دوست