décembre 25, 2003 | پنجشنبه ۴ دی ۱۳۸۲

زندگی من

مرا دوست نداشته‌باش
من هنوز به دنيا نيامده
دل به مردی مرده دادم
که قبرش سنگ نداشت
... چه مردی!

مرا دوست نداشته‌باش
مرد من ـــ که روزی عاشق زنی مرده بود ـــ
زير پایم خفته‌است
و مرا به هزار اسم آشنا صدا می‌زند
... چه صدايی!

مرا دوست نداشته‌باش
من دنبال زيباترين جمله ام
برای سنگ مزار او
و پيدا کردن تاريخ تولدش
... چه تولدی!

نظرها

سارا جان سلام
مثل هر ماه دوباره به اسرار درونت سر زدم بر خلاف دفعه های قبل اين بار تاب نياوردم که چيزی ننويسم شايد در گير شدن در محيطی جديد به من جسارت نوشتن داده است دوستت دارم و هميشه دوستت خواهم ماند ای نيمه ديگر من در فراسوی مکان . ما در اين وادی بی سرانجام تنها نخواهد گذاشت آن آگاهی افسار گسيخته ما . بي انتها باشی


salAm,
You remind me of Forough but I am asking myself just out of curiousity if you have lived similar life as of hers!

Forough was/is hard to come by (for me), I like her command of words and rhymes but her absolute black vision of world, intrigues me!

Oh men! Would it be that you mean the best man is a dead one ;) ? You know the story of that american general's saying about indians!

Congrats for the new home, a white background, nice!


اما من به دنیا آمدم......


با درود... از شما دعوت ميشود که در صورت تمايل در پايگاه ادبی. ادبکده همکاری نمایید./
با سپاس


سلام...
ميدونی من از چه شعرايی خوشم مياد؟
من از شعرايی خوشم مياد که درون مايه قوی داشته باشه، يعنی (به معنايی ديگر) در داخل شعر، آدم بتونه مشکلات زندگی و سختیاش و همچنين مسائل مطرح زندگی رو پيدا کنه.
حالا اينو نگفتم که به باب ميل من شعر بگی و شعر بنويسی اينو گفتم که بدونی قشنگ مينويسی!
نکته: اينجا يه نکته وجود داره که خيلی انحرافيه سعی کن ۲ـ۳ بار اين متن رو بخونی تا منظورمو بگيری.
راستی ! (موزيک متنتو عوض کن) ـ يه پيشنهاد دوستانه! ـ


سلام . مرگ هر انسان دردی است . تسليت می گم .


همه جا نوشتن يه وبلاگ زيبا يه وبلاگ خوشگل . اومدم ولی محشر بود . هر چند امروز همه ماتم زده برادران و خواهران خود هستيم . ولی وبلاگتان حرف تداشت


خانوم سارا محمدی عزيز اون قالب به اون زيبايی با اون رنگها و اون فضا چه عيبی داشت؟ میتونستيد همون رنگها رو تو قالب جديد پياده کنيد. حالا من بايد هرچند وقت يک يار به دو تا پاگرد سر بزنم. ببينيد آخه چيکار ميکنيد.


Babak khAn:
That you like certain type of poetry, is all right but it is worth noting that those types are not the only ones.

To give you an example, let's look at haikus. They are rarely about people's social, ... problems. They are not even about humen, many of them. YET, they are fantastic, excellent samples of poetry that goes beyond LANGUAGE (and that is extremley hard to find).

I believe, many of poems are reliefs from pain for the writer but not that all of them fall under the good category, some maybe, mostly not though. Sara's poems are amongst those which have passed the personal limits/levels and that is why many like them. I sincerely hope she could continue and improve in this line and hopefully she gets much much better with words and technicalities. As for the content, well it is all up to her and to what life has in reserve for her. Let's wish her a bright and fulfilling future.

bA ehterAm,
m&m


سارا ی عزيز سلام به تلافی تمامی شعرهايی که بی سلام به تو خواندمشان و روحم شاد شد شادا بهارا که تو باشی برام ميل بزن نهايت افتخار منه و بگو که غير از پاگرد کجا می تونم با تو باشم ؟






Labyrinth.jpg







برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.