décembre 02, 2002 | دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۱
سوسک دوم
سوسک اول: سلام قربان !
سوسک دوم:.. بله،سلام.
سوسک اول:دلگیر نشید، ولی سوالی داشتم، سوال بدی نیست،
اینجا رسم است، چی شد شما سوسک شدید ؟
سوسک دوم:...آ...
سوسک اول: ناراحت نشيد! من خودم ده سال سوسکم،اينم يه زندگيه،
اولش سوسک(آدم) بی اشتهاست...ولی فربان زود عادت ميکنيد، عذر
می خواهم، لازم نيست وزنتان را روي دو پای عقبتان بندازيد، خيلی راحت
خود را روی شش پايتان ول کنيد...اهان ...بله ...خوب شد !
سوسک دوم: ممنون ...من چی شد که ....سوسک شدم؟ والا...خوب ..ا..
سوسک اول: راحت باشید ...اینجا همه سوسکند قربان !
سوسک دوم: می دونید اینجا کمی بو می آید ...من...
سوسک اول: خیلی عذر می خواهم...قصد جسارت ندارم،این بو، خوب همه
جا هست،یعنی ...خوب می دونید..بوی خودتان است قربان! عادت می کنید
خیلی زودتر از اینکه فکرش را بکنید !..حالا داشتید می گفتید.
سوسک دوم: من ...خوب..فکر نکنید آدم مطلعی نبودم! نه ! من روزی ۴۰ تا
بولتن خبری خارجی و داخلی می خواندم آقا! من تمام کتاب های مطرح را
دارم،خاطرات مرا روزی ۱۰ میلیون نفر می خواندند آقا، اینترنت آقا ...من الان
الساعه ۴۰۰۰ لینک خبری دارم..عکس های من از تمام زاویه ها در سایت
ٌٌدبلیو دبلیو دات موجود است، روزانه ۲۰ منشی میل باکس من را خالی
می کنند...کتاب هایم ...به ۵۰ زبان مطرح ترجمه شدند ...من...
بقیه حرف های سوسک دوم را در جراید کثیرالانتشار بخوانید ...