janvier 14, 2003 | سه شنبه ۲۴ دی ۱۳۸۱
خان مشو ! مردم !خام !
مردم !
روزگار سخت است
کهنه پوشی ات دل را می فشارد
خستگی روزانه ات، درد آور
مردم !
وجدان سنگینت
شانه آرزوهامان کبود کرد
مردم !
اما از ما باج نگیر
ناکامی های چند هزار ساله ات را
بی دلیل خشم می گیری
بر هر که می گذرد
گذشتن جرم نیست !
بگزار بگذریم ...
مردم !
ما
جز برای شادی
سبزی
مهربانی
از قانون سر نمی پیچانیم
بالا را نگاه کن
چه سرد سرد
به حاکمیت محکوم ،
جز برای غم دل نمی سوزانند !
مردم !
هم وطن باش مارا !
خواهروار!
بهانه های کوچک تنفس و
تبسم را
از ما مگیر!
عرف همه چیز نیست
قانون مطلق نیست
به حاشیه مران
این همه نامراد دل آباد را
زاویه نشینی راحت نیست..
مردم !
روزگار سخت است...
خان مشو ! خام!
نه آن باشد
نه این باشد
برای نشر دوبارهی نوشتهها و عکسهایم با من حرف بزنید.