juin 12, 2003 | پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۲

روان نويس بی نوا

...
گريزی نيست
جان خواهی باخت در دستانم
۸ ساعت ديگر، دقيقا
همتایان تو ۱۲ ساعت کار می کنند!

بی هيج رحمی
جمله ای را بارها و بارها می نويسد
و او، آن نیست
و تو داری تمام می کنی

حاصل تمام زندگی اش را شاید
با سر تکان دادنی از نااميدي
روانه سطل اشغال کند..
....
نخواهدخوابيد
کمر بسته به قتلی
.....
آن جمله سحرآمیز کجاست؟!
مباشر قتل
مباشر قتل
...




Labyrinth.jpg

ساروشکا

درسته آهنگ




برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.