juin 19, 2003 | پنجشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۲

صبح

...
حاکم به خواب و خروس ها می خوانند
چوپانان از ميگساری بر نخواسته

در دشت يله، گوسپندان
به گله می زند هر از گاهی گرگی
سگانی می درندش،

بيل به دست گم می شوند
دو سه روستايی،
در خم کوچه ای
مانده ار شب هيچ.




бессонница

أرق

insomnio

slaplooshed

l'insomnie

insomnia

بی‌خوابی

失眠

uykusuzluk

. . .




برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.