novembre 07, 2003 | جمعه ۱۶ آبان ۱۳۸۲

پاييز


باران می آید
برخورد قطرات درشت باران
با درختان و زمین

باران می آید
بی واهمه و یک ریز

پنجره را باز می کنم
دستم خیس نمی شود
هوا صاف است

چراغ را خاموش می کنم
همسایگان می گویند
 خوابیده ام

تمام شب باران می آید
.
.
بی ربط:
به نظرم از آنجا که نمی شود در مورد همه چیز فکر کرد و احساس
داشت در مورد همه چیز هم نمی توان نظر داشت اما رسانه های
شخصی جدید می توانند توهم دانایی و افتخار به حساب آمدن را
بی زحمتی تا حدی به آدم ببخشند. 
.




бессонница

أرق

insomnio

slaplooshed

l'insomnie

insomnia

بی‌خوابی

失眠

uykusuzluk

. . .




برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.