Powered by:
Movable Type 2.64
Gardoon.net

desighn By:
Ayene

décembre 05, 2003 | جمعه، 14 آذرماه 1382

 
 
سارا


عصر بود
مثل تمام عصر ها ی خالی

سارا از پله ها دوید آمد
کتاب ها را ريخت روی زمين
روی آنها با لا وپايين پريد

با شکلات روی ديوار
قناری کشيد

وقتی می رفت
زد توی سر من و گفت

مجسمه ها هم می خندند
خاک بر سر تو.

...سارا دوست ۵ ساله من است.