گزارش

شک و تردید همیشه با من بوده و هست. در نهایت برنامه‌ی نوشتن رمان را به زبان آوردم. کار سختی بود. از مرزی نامرئی گذشتم. حالا پروژه‌ام روشن است. کسانی در جریان‌اند، حمایت کرده‌اند و دوست دارند این کار به پایان برسد.

نوشتن این رمان زمان‌بر است. خواندن بسیار می‌طلبد، نوشتن و نوشتن بسیار نیز.

دو سال؟ سه سال؟ پنج سال؟ نمی‌دانم.

بسیار ممنونم از پشتیبانی دوستان دور و نزدیک، بسیار ممنونم

چه می‌توانم بگویم! باید کار کنم.

دیدگاه ها . «گزارش»

    1. سلام ارغوان عزیز،
      داستان فیل در تاریکی نوشته‌ی قاسم هاشم‌نژاد را خواندم. فضای داستان در سال پنجاه و پنج شکل گرفته. آقای هاشمی‌نژاد در مورد آن دوران نوشته: داستان‌ها از پرداختن مستقیم به زندگی سر باز می‌زدند(برای مصون ماندن از گزند گزمه‌ها تمثیلی نوشته می‌شدند) راه برای کلی‌گویی و شلخته ‌نویسی باز شده بود؛ بدتر از آن، چون حقایق زندگی در داستان انعکاس نمی‌یافت، زمینه برای فضاهای واهی گسترش می‌یافت. یادداشت‌هایم را می‌نویسم و داستان‌های مورد علاقه‌ام را می‌خوانم. ارغوان عزیز، ببخش دیر برایت نوشتم. نمی‌توانم بگویم می‌توانم به‌زودی تمامش کنم اما می‌دانم سرعتم بیشتر خواهد شد. ممنونم برایم نوشتی. روزهای بسیاری می‌آمدم و به این چند خط نگاه می‌کردم و به چیزهای بسیاری فکر می‌کردم.
      متشکرم،
      دیروز باران آمد

      1. سارای عزیز
        آرام و سلامت باشی
        فیل در تاریکی را مدت ها قبل خواندم، حالا دقیق در یادم نیست.
        با تمام سختی ادامه دادن مهم است انگار ،زندگی این روزا شگفتی های جالبی دارد و سخت مشغولم
        امدم پاگرد جوابت را خواندم ولی حالا شد که بنویسم
        از چند روز قبل منتظر بارانم.

  1. فراموش کردم شادباش بگویم. دنیای زیبایی است رمان و نوشتن اش. گاهی روزها یک خط هم نمی توان نوشت و این روزها را باید فراموش کرد. پیش نهاد می کنم درخت گلابی وحشی نوری بیلگه جیلان از سینمای ترکیه را تماشا کنی. شاید کاری کند که رمان ات را فراموش کنی. شاید هم نه. و اگر چنین نشد؛ رمان درخشان تری خواهی داشت.
    جیمز جویس یک بار این قدر تیره و تار شده که دست نوشته ی بنیادی دوبلینی ها یا چهره ی مرد هنرمند در جوانی اش را به درون آتش افکنده بود. دیگری داستان را از آتش گرفته بود. گاهی روزها باید پاره کرد، سوزاند و یک واژه هم ننوشت؛ و به نوشتن بدترین چیزها را گفت؛ و به هر کاری در روز ملالت بار رسید جز نوشتن. نوشتن همین است.

    1. سلام آقای صباغ عزیز،
      این فیلم در لیستم بود و فراموشش کرده بودم. باید ببینمش. نوشتن برای من کار بسیار سختی شده است، سخت‌تر از همیشه. فیلم رضا ساخته‌ی آقای علی‌رضا معتمدی را دیدم. می‌توانید در فیلیمو ببینید. بعد از دیدن فیلم نکته‌های بسیاری به ذهنم آمد. فیلم شاید در سطح ناتوانی را نشان بدهد اما بعد که ته‌نشین می‌شود، در عمق نوعی توانایی بود.

      خیلی ممنونم از شادباش. باید دید چه بر سر من می‌آید. امیدوارم کار داستان شما هم خوب پیش برود.
      متشکرم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *