ماه

چه تنهایی بیکرانی‌ست در این طلا
ماه شب‌ها، دیگر آن ماه نیست که آدم نخستین دید.
قرن‌های شب زنده‌داران
ماه را سرشار شراب‌های کهن کرده است.
نگاهش کن
آینه‌ی توست.

ترجمه‌ی شهروز رشید

Moon
by Jorge Luis Borges
To Maria Kodoma

.There is so much loneliness in that gold
The moon of every night is not the moon
.That the first Adam saw
The centuries
Of human wakefulness have left it brimming
.With ancient tears. Look at it. It is your mirror

—translated from the Spanish by Robert Mezey

دیدگاه ها . «ماه»

    1. :) خوشحالم ارغوان،
      دنبال ترجمه‌ی این شعر می‌گشتم دیدم شهروز عزیز ترجمه‌اش کرده است.
      یک وقتی از او می‌گویم. رفتم خانه‌اش در برلین و کلی حرف زدیم. کلاس نویسندگی خلاق داشت.
      بعد یک روز که بی‌برنامه در برلین می‌گشتم باز او را اتفاقی دیدم. خیلی دیدار بامزه و ناگهانی‌ای بود و البته این آخرین دیدار من برای همیشه با او بود.
      یادت به‌خیر شهروز خوب
      سارا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *