ماه

چه تنهایی بیکرانی‌ست در این طلا
ماه شب‌ها، دیگر آن ماه نیست که آدم نخستین دید.
قرن‌های شب زنده‌داران
ماه را سرشار شراب‌های کهن کرده است.
نگاهش کن
آینه‌ی توست.

ترجمه‌ی شهروز رشید

Moon
by Jorge Luis Borges
To Maria Kodoma

.There is so much loneliness in that gold
The moon of every night is not the moon
.That the first Adam saw
The centuries
Of human wakefulness have left it brimming
.With ancient tears. Look at it. It is your mirror

—translated from the Spanish by Robert Mezey

دیدگاه ها . «ماه»

    1. :) خوشحالم ارغوان،
      دنبال ترجمه‌ی این شعر می‌گشتم دیدم شهروز عزیز ترجمه‌اش کرده است.
      یک وقتی از او می‌گویم. رفتم خانه‌اش در برلین و کلی حرف زدیم. کلاس نویسندگی خلاق داشت.
      بعد یک روز که بی‌برنامه در برلین می‌گشتم باز او را اتفاقی دیدم. خیلی دیدار بامزه و ناگهانی‌ای بود و البته این آخرین دیدار من برای همیشه با او بود.
      یادت به‌خیر شهروز خوب
      سارا

    1. شهروز رشید برای من بیشتر دوستی بود که با هم گفتگوهایی داشتیم. داستان زندگی‌ش برای من جذاب‌تر از شعرهایش بود. آرامش و نگاهش در یادم خواهد ماند.
      و البته طنزی هم داشت که با کلمات اندک و یک تکان سر بیانش می‌کرد که حسابی من را می‌خنداند.
      سارا

  1. میدونی دلم برای چی تنگ شد برای سایت اینه و اون اهنگ نوستالژی ابتدای سایت . امروز که بعد از مدتها اومدم سری به سایت ها و وبلاگ ها زدم دلم برای اون روز های وبلاگی و سایت اینه تنگ شده خیلی … این اینستای لعنتی همه چیز رو در خود داره می بعله و همه چیز شده ساده اندیشی گیر دادن فحش خوردن … راستی اصلا بیاد ندارم روزگارانی در اینجا کسی اعتراضی کرده باشه یا فحشی داده باشه … ضمنن من چرا صفحه اینستای ترو ندارم سارا !؟

    @shaliz126

    1. سلام شیوا جان،
      خیلی ممنونم برایم نوشتی. خوشحالم از دوستان قدیم پاگرد هستی و هنوز سر می‌زنی. صفحاتی که حوصله‌شان را ندارم دنبال نمی‌کنم. ماموریت ندارم که صفحه‌ی اینستاگرام همه را چک کنم.
      اصلا آدم که قرار نیست در زندگی به همه سلام کند. می‌دانم چه چیز را دوست دارم و چه چیز را می‌خواهم دنبال کنم. بنابراین همه چیز تحت کنترل است.
      شعرهایم هم در کتاب‌هایم هست. آن‌جا گاهی عکسی می‌گذارم و زیاد دوست ندارم شعری زیرش باشد.بی‌مزه است کنار عکس غروب شعر عاشقانه نوشتن.
      حالا هر که حالی دارد.
      سارا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *